برچسب حسین ایل بیگی

کارزار 1403

کارزار روایت متقاطع و پیچیده یک شبانه روز از زندگی فریبرز و محبوبه است که با یک حادثه آن ها را سر راه زوج دیگری به نام های اشکان و ندا قرار می دهد. در میان این هیاهو و درگیری ها هر کس به فکر نجات زندگی خودش است، اما…

یازده یازده 1402

نویسنده‌ای که سال‌ها در خانه‌ای متروک زندگی می‌کند، ناگهان توسط چهار سیاه‌پوش تهدید می‌شود تا داستانی را که آن‌ها می‌خواهند بنویسد، در غیر این صورت ساعت ۱۱:۱۱ دقیقه…

تابستان همان سال (آدم فروش) 1402

عطای ۷ ساله را پیش یک رمال آینه‌بین می‌برند تا طی مراسمی دزد طلاهای عمه‌اش را در آینه شناسایی کند، عطا که هیچ تصوری از سرانجام آنچه در آن شرایط بر زبان می‌آورد ندارد، برای رهایی از آن وضعیت، هر آنچه از تعاریف عمه‌اش دربارهٔ شک و تردید او نسبت به دزدی داوود پسر عمه دیگرش شنیده را بازگو می‌کند، غافل از آنکه این دروغ موجب عقوبتی دور از انتظار برای کل خانواده می‌شود.

شب اول هجده سالگی (دیاپازون) 1397

هدی شب تولد 18 سالگی اش میباشد. دوستش ارغوان قصد دارد در شهربازی و بر روی چرخ و فلک برایش تولد بگیرد. برادر ارغوان او را در شهربازی میبیند و بخاطر اینکه به دروغ گفته است که میخواهد با دوستانش درس بخواند با او جروبحث کرده و قصد دارد به زور او را از آن محل ببرد. هدی مانع این کار میشود و برادر ارغوان او را با هل دادن نقش زمین میکند. این کار باعث میشود ضربه ای به هدی وارد شود و او کشته شود.
مادر هدی درخواست قصاص کرده ولی با توجه به قانون برای انجام قصاص باید پول دیه را تامین کند.