شین 1397
فیلم «شین» داستان ظلمی است که در گذشته دور اتفاق افتاده و سالها تلاش شده تا مسکوت بماند. فارغ از اینکه سالها بعد، همانند بغضی فروخورده که بالاخره سکوتش را شکسته، مظلومانه فریاد دادخواهی برآورده است. آن هم با زبان بی زبانی.
فیلم «شین» داستان ظلمی است که در گذشته دور اتفاق افتاده و سالها تلاش شده تا مسکوت بماند. فارغ از اینکه سالها بعد، همانند بغضی فروخورده که بالاخره سکوتش را شکسته، مظلومانه فریاد دادخواهی برآورده است. آن هم با زبان بی زبانی.
در همسایگی خانه جدید آقای طهماسب که به تازگی به آن نقل مکان کرده، یک سالن عروسی قرار دارد. بنابراین شخصیت های عروسکی جدیدی که اکثر آن ها کارکنان این سالن عروسی هستند به زندگی او اضافه شده و اتفاق های جذابی را رقم می زنند.
بهار با بازی پریناز ایزدیار پسرش (پیام بُداغی) دچار سرطان شده و دکترها همه راهها رو رفتن و هیچ راهی برای درمان این بچه غیر از استفاده از بانک خون بند ناف باقی نمونده و این در حالیه که بهار از همسرش جدا شده و با همسر فعلیش حسین بُداغی با بازی بابک حمیدیان زندگی میکنه از طرفی پدر پیام با بازی جوادعزتی به جرم قتل و تجاوز تا یکماه دیگه اعدام میشه بهار نهایتاً برای به دنیا آوردن بچه جدید مجبور میشه علیرغم میل قلبی خود و همسرش از همسرش جدابشه تا بتونه با پدر پیام ازدواج کنه و …
لیلا (ترانه علیدوستی) زنی چهل ساله و مجرّد است که در خانوادهای درگیر با بحران اقتصادی زندگی میکند. او در دفتر اداری یک پاساژ کار میکند و تنها درآمد ثابت خانواده را دارد اما نه پدر و نه چهار برادرش به حرف او گوش نمیدهند. اسماعیل (سعید پورصمیمی) پدر خانواده، پیرمردی تریاکی است که اخیراً نشانههای آلزایمر را بروز میدهد. علیرضا (نوید محمدزاده) برادر معقول، کارگری است که به علّت اختلاس صاحب کارخانه تعدیل نیرو شدهاست. پرویز (فرهاد اصلانی) در پاساژ لیلا به عنوان خدمهای که عوارض توالت را دریافت میکند مشغول است. پنجمین فرزند او به تازگی متولد شدهزیرا همیشه به دنبال فرزند پسر بودهاست. فرهاد (محمد علیمحمدی) نیز شغل ثابتی ندارد و مدام در حال بدنسازی است. منوچهر (پیمان معادی) هم آدم دغلکاری است که برادرانش را ترغیب به نوعی کلاهبرداری میکند که پول پیشخرید ماشین را بالا بکشند. اسماعیل چندین سکه طلا پسانداز کرده و لیلا پیشنهاد میدهد با پول سکهها، واحدی تجاری در پاساژ را بخرند تا بوتیک راه بیندازند. این بوتیک قرار است در محل فعلی توالتهای پاساژ باشد. از طرف دیگر بزرگ فامیل فوت میکند. اسماعیل همواره به دنبال این مقام بوده زیرا بزرگ فامیل میتواند بخشی از کادوهای عروسیهای فامیل را صاحب شود، پس بنا به رسم خانوادگی، سکههایش را به عنوان کادو عروسی میدهد …
زنی که بیخانمان شده و همه چیز را از مادرش پنهان نگه داشته، میخواهد پسرکش را نزد مادرش بگذارد
«حبیب آقا» داستان ارتباط محترمانه و عاطفی حبیب آقا و پسرش رضا گلکار است. رضا مدتی است به خاطر برخی مسایل از کار بی کار شده و در آستانه جدایی قرار گرفته اما همچنان رابطه ای محترمانه با حبیب آقا دارد تا جایی که یک اتفاق این رابطه را دچار یک بحران می کند و این رضا است که بر سر آزمونی سخت گرفتار شده....