هیات مدیره 1397
قصه زوج جوانی را روایت میکند که با نقل مکان به ساختمانی جدید درگیر اتفاقاتی تازه میشوند که با ورود یک مسافر خارجی حوادث جالب و شیرینی برایشان رقم میخورد.
قصه زوج جوانی را روایت میکند که با نقل مکان به ساختمانی جدید درگیر اتفاقاتی تازه میشوند که با ورود یک مسافر خارجی حوادث جالب و شیرینی برایشان رقم میخورد.
این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه میپردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شدهاست. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده میشود، که نقش او را علی شادمان بازی میکند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونتشان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده میشود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران میشود. سالها بعد او در یک خانواده تودهای بزرگ میشود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده میشود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی میبرد. همین باعث میشود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.
این سریال برگرفته از زندگی شخصی و خصوصی امام خمینی (ره) است.
داستان سریال که در هر قسمت یک قصه را دنبال میکند، درباره ۵ جوان است که تلاش میکنند وارد سازمان آتشنشانی شوند. این جوانان هر کدام زندگی و مشغله خاص خود را دارند؛ یکی سرباز است، یکی دانشجو، یکی وضع مالی خوبی دارد و ….
داستان این سریال درباره دو پسر به نام «فرامرز» و «سیامک» است. این دو پسر که باهم نسبت فامیلی دارند برای خانوادهشان مدام دردسر درست میکنند. آنها هنگامی که میبینند دوستشان «مازیار» به یکی از شاخهای مجازی تبدیل شدهاست و از آن درآمدزایی میکند، تصمیم میگیرند آنها نیز یک صفحه در فضای مجازی داشته باشند اما آنها به علت تبلیغ یک سایت شرطبندی و قمار توسط پلیس دستگیر میشوند و به زندان میروند. در زندان متوجه میشوند میتوانند با مهاجرت به سوریه به آلمان بروند و زندگی بهتری را شروع کنند. در این بین با یک پزشک آشنا میشوند که او نیز میخواهد به سوریه برود و بجنگد و او مقدمات مهاجرت آنها را به سوریه فراهم میکند ولی این بین اتفاقاتی میافتد که مانع رسیدن آنها به تصمیمشان میشود...
کریم عبدی در آخرین روزهای خدمت سربازی درگیر پدر پیر خود میشود که بهشدت به بیماری آلزایمر دچار است و این تقابل برای نگهداشتن پدر در شهری که خود غریبه است و تلاش برای انسان بودن و پایبندی به اعتقادات تاآخریننفس حتی در بدترین شرایط هسته اصلی قصه فیلم «اجباری» را تشکیل میدهد.
فیلم داستانی «زخم کاری» درباره یک پرونده پیچیده سرقت است که هکرها هم در آن نقش دارند و توسط یک کارگاه پلیس به نتیجه میرسد.
پس از گذشت سالها، عباسآقا (بیوک میرزایی) تصمیم میگیرد که بخشی از خانه مسکونیاش را به تعدادی جوان دانشجو اجاره دهد. دانشجویان جدید همسایه عباسآقا میشوند، بیخبر از اینکه ...