دیو و دلبر 1389
یک دختر کوچولوی پرورشگاهی و مربی سختگیرش دچار مشکلاتی میشوند که در بین این مشکلات اتفاقات خاصی می افتد و…
یک دختر کوچولوی پرورشگاهی و مربی سختگیرش دچار مشکلاتی میشوند که در بین این مشکلات اتفاقات خاصی می افتد و…
قصه ها" 6 فیلم کوتاه است که هر کدام موضوع متفاوتی در راستای نقدهای اجتماعی دارند...
جلال نویسندهای که علی رغم نیاز مالی و فقر حاضر نیست هر متنی را به هر قیمتی بنویسد و باورهایی برای خود دارد، با سفارش کاری روبهرو میشود که...»
راضيه، اقوامش را با اتوبوسي از گرگان به مشهد مي برد، تا براي قصاص شوهر خواهرش در دادگاه قسم بخورند. همه اهالي اتوبوس شک ندارند که او قاتل است. اما در مسير با اتفاقاتي روبرو مي شوند که به قضاوت خود شک ميکنند.
چهار دانشجو به نامهای آذر ( بهاره افشاری ) ، روزبه ( حامد کمیلی ) ، ترانه ( چکامه چمن ماه ) و کامی ( هادی دیباجی ) قصد دارند تا هرطور که شده پایان نامه ایی را به دست استاد بهرامی ( محمدرضا شریفی نیا ) برسانند. اما هنگامی که این چهار دانشجو در یک روز استاد بهرامی را تا منزلش تعقیب می کنند تا بتوانند امضایی مهم از او بگیرند ، متوجه می شوند که استاد بهرامی در یک تشیلات مخفی برای براندازی نظام فعالیت می کند و این در حالی است که پای این 4 دانشجو نیز به این جریان باز شده است و حالا آنها باید خود را از این منجلاب خارج کنند.
"خانوم" روايت سه قصه و سه خانواده است. در قصه اول زني جوان (شقايق فراهاني) که همسرش به دليل مشکلات مالي است تلاش مي کند زمينه ماندن او در ايران را فراهم کند. اما مرد (سيامک انصاري) از ترس مشکلات به ترکيه ميرود. در قصه دوم آهنگسازي جوان به دليل اعتياد به الکل اعتبار حرفه اي اش را از دست داده و مشکلات مالي دارد و همسر فيلمنامه نويسش (انديشه فولادوند) را آزار مي دهد. تلاش زن براي ترک اعتياد مرد بي نتيجه است. در قصه سوم کارگري که متاهل است و دو فرزند دارد از دو دست فلج شده و همسرش با کار در بيمارستان خرج زندگي را مي دهد. مرد که مستاصل شده تصميم به خودکشي روي ريل قطار مي گيرد اما همسرش او را نجات مي دهد.
مهتاب (سها نیاستی) و آوا (فرشته ارسطویی) دانشجویان سال دوم دانشکده معماری هستند که به اتفاق تعدادی دیگر از همکلاسیهایشان برای یک سفر چند روزه دانشجویی از تهران به اصفهان میروند. در اصفهان آوا خونریزی مغزی میکند و به بیمارستان منتقل میشود. در آنجا مهتاب به علی (دوست پسر آوا) زنگ میزند که به اصفهان بیاید و ....
داستان فيلم در بستري کمدي روايت ميشود و قصه يک شرکت هواپيمايي است که در حال ورشکست شدن است، رئيس شرکت (ليلا حاتمي) پيشنهاد ميدهد که يک هواپيماي خراب از شرکت با چند مسافر را به داخل خليج فارس بيندازند تا بتوانند پس از کشته شدن مسافران از بيمه پول ديه و خسارت آنها را بگيرند، او سراغ يکسري افراد ميرود که از زندگي خسته شده و دنبال مرگ هستند، خلبان هواپيما (ماني حقيقي) و مهمانداران نيز جزو اين افراد هستند. آنها با امضاي يک برگه قبول ميکنند تا در هواپيما بروند و پس از سقوط کشته بشوند، همه چيز درست پيش ميرود تا اينکه يک مسافر به اسم علي حاجتي (پژمان جمشيدي) بدون اطلاع از قصد مسافرين سوار هواپيما ميشود. در اين ميان هم زمان با اين حوادث مسافرين هواپيما را به همراه رئيس شرکت در يک جاي ناشناخته ميبينيم که توسط يک بازپرس (مهران مديري) مورد بازجويي قرار ميگيرند. …