برچسب حسن کاربخش

معمای آرتا 1389

داستان این فیلم روایتگر فعالیت پروفسور ماهان و همکاران کاوشگرش در منطقه جیرفت است . همزمان با کاوش گروه، جسدی که یک شی تاریخی همراه دارد در نزدیکی منطقه محل کاوش یافت می‌شود . شی تاریخی برای شناسایی به پروفسور ماهان تحویل می‌شود . از سوی دیگر داماد پروفسور که با یک گروه قاچاقچی عتیقه در ارتباط است تلاش می‌کند شیئی تاریخی را به دست آورده و به خارج از کشور منتقل کند ...

دیار عاشقان 1362

علي، كه سرباز احتياط است، به جبهه فراخوانده مي شود. او كه زندگيش را در صلح و آرامش گذرانده مايل نيست به خط مقدم اعزام شود. روزها را به كار در آشپزخانه مي گذراند تا آن كه با دوست قديمي اش، مجتبي، كه بسيجي است، رو به رو مي شود. رابطه علي و مجتبي و بعد مرگ مجتبي، علي را متحول مي سازد.

عروس حلبچه 1369

كالي، دختري از اهالي شهر حلبچه، در شب عروسي منتظر بازگشت پدرش (كاك صديق) است. پدر يك مبارز كرد است كه پس از سال ها دوري، براي شركت در عروسي دخترش قرار است به شهر برگردد. او همان شب در حالي كه از دور شاهد جشن عروسي دخترش است، به دست عوامل حزب بعث كشته مي شود. مأموران دولتي به مجلس عروسي حمله مي كنند و داماد را كه جواني به نام محمد است دستگير كرده و به نقطه نامعلومي مي برند. كالي به جستجوي همسرش به همه جا سر مي زند و در شهر سليمانيه گور پدر را پيدا مي كند. نيروهاي ارتش عراق در همان منطقه، با مقاومت و قيام مردم روبرو مي شوند و از طرف ديگر مورد هجوم نيروهاي ايراني قرار گرفته و به ناچار عقب نشيني مي كنند ضمن فرار مردم شهر را هدف بمب هاي شيميايي قرار مي دهند. كالي با گروهي ديگر به ايران پناهنده مي شود. و در خاك ايران همسرش محمد را در ميان نيروهاي مبارز كرد پيدا مي كند.

پرواز از اردوگاه 1372

سرگرد خلبان عباس حلمي پس از دست يافتن به اطلاعات مهمي در عمليات شناسايي به اسارت نيروهاي عراقي در مي آيد. عباس حلمي با همكاري ساير اسراي ايراني، نقشه فرار از اردوگاه را براي رساندن اطلاعات خود به نيروهاي ايراني طرح ريزي مي كند. عراقي ها به نقشه او پي مي برند و براي دستيابي به اطلاعات سعي مي كنند يك فرار هدايت شده را براي او طرح ريزي كنند. عباس حلمي به همراه يك سپاهي و يك بسيجي طي عملياتي از اردوگاه مي گريزد. ولي در دام نيروهاي عراقي مي افتند...

ترور 1376

ساره خبرنگار لبناني كه براي روزنامه هاي خارجي كار مي كند مقالات تندي در مورد ترور افراد گروه هاي مقاومت فلسطيني بدست اسرائيلي ها مي نويسد كه مسئولين روزنامه حاضر به چاپ اين مقالات نمي شوند و او را از كار بركنار مي كنند. از طرفي گروه مافيا و اسرائيلي ها نقشه ي ترور ساره را مي كشند كه احمد نامزد ساره كه عضو گروه مقاومت است مطلع مي شود و براي حفظ جان ساره تلاش مي كند اما گروه هاي مافيايي احمد و ساره را گروگان مي گيرند و احمد را وادار مي كنند به خاطر صدمه نديدن ساره، يكي از افراد گروه مقاومت فلسطيني به نام توني را به آن ها تحويل دهد. احمد قبول مي كند كه با اعضاي گروه مافيا، ژورمن و پيتر براي گرفتن توني همكاري كند. در مسير يافتن توني احمد و اعضاي مافيا به دست افراد گروه مقاومت دستگير مي شوند، اما قبل از دستگيري ژرمن سعي مي كند توني را به قتل برساند. احمد تصور مي كند كه گروه مقاومت عضويت او را تمام شده مي داند اما او همچنان عضو گروه باقي ماند و تازه متوجه شد كه پيتر از اعضاي نفوذي خودشان بوده و توني هم كشته نشده و ساره نامزدش هم از اعضاي هسته ي اصلي مقاومت است. ساره و احمد آماده مراسم ازدواج مي شوند اما در همين زمان ساره در بمباران دشمن كشته مي شود.