برچسب حسن چودن

طرقه 1387

دو جوان مشهدی جنوب شهری بر سر یک کبوتر قیمتی اختلافهایی دارند، این اختلافها موجب شکل گرفتن داستان فیلم می شود....

به کبودی یاس 1387

این فیلم داستان زندگی شهید برونسی میباشد.برونسی فرمانده‌ای است که لحظه‌ای در اصول خود تردید نمی‌کند، برونسی از جبهه به شهر می‌آید تا همرزمان عملیات خیبر را جمع کرده و برای عملیات بدر به جبهه بروند اما هر یک از آنها مسائلی دارند که برونسی باید حل کند.

یلدای نرگس 1381

این فیلم داستان نرگس و حمید زوج هنرمندی است که حمید در جنگ تحمیلی به اسارت درآمده است و پس از سالها که خبر آزادی او به نرگس می رسد، او با خبر غیر مترقبه دیگری روبه رو می شود

خط وصل 1398

این مجموعه پیرامون جدایی هائی است که خواسته و یا ناخواسته برای هرکسی ممکن است پیش آید.اما همیشه راهی برای رسیدن وجود دارد فقط کافی است که دنبال آن راه بگردیم. این سریال با ۳ داستان بهم پیوسته پیرامون ۳ خانواده است که در مشهد ساکنند.

سفر سهراب 1395

این فیلم حکایت سهراب جوانی 18 ساله را که قصد فروش اسب خود را داشته و در مسیر این فروش اسبش دزده میشود و جستجو برای پیدا کردن اسبش و اتفاقات این مسیر را دنبال میکند

نفوذی 1388

سال 1382، فريدون كيان فر همراه با عده اي ديگر از اسيران جنگي به جا مانده در عراق، به ايران باز گردانده مي شوند. دو نفر از نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي او را به دليل اين كه مشهور به جاسوسي، پيوستن به سازمان مجاهدين و نقش داشتن در شهادت عده اي از اسيران ايراني بوده، بازداشت و بازجويي مي كنند. از سوي ديگر، بدنامي فريدون براي خانواده اش هم از قديم مشكل درست كرده و حتي ازدواج پسرش فرهاد را تحت الشعاع قرار داده بود. مأموران اطلاعاتي در صحبت با برخي از هم بندهاي فريدون، از جمله صادق جورابچي كه اكنون سرمايه دار است، و نيز داريوش يحيوي كه قبلاً در عراق عضو سازمان مجاهدين بوده و بعد توبه كرده گذشته او را جويا مي شوند. به موازات تيم دو نفره بازجوي فريدون، جانبازي كم بينا به نام ماشاءالله هم وارد حوزه كاري آنها مي شود و...

چار چنگولی 1387

دو برادر دوقلو از ناحيه بازو به هم چسبيده اند و هر كدام از آنها تلاش مي كند برادر ديگر را تحت تأثير قرار دهد و او را از نظر رفتار و منش، شبيه خود كند. يكي از برادرها يك مؤمن تندرو است و ديگري يك غرب گرايي لاابالي و عشرت طلب. اين دو در ادامه كلنجارهاي شان، قرار مي گذارند اختيار يك روزشان را به طرف كناري شان دهند، چه با برنامه او موافق باشند چه نباشند. بنابراين برادر مؤمن ناچار مي شود در مجالس خوش گذراني حاضر شود، گيرم با چشمان بسته. و شخصيت لاابالي به مجالس وعظ و خطابه مي رود. پايان ماجرا يك عمل جراحي است تا آنها به نقطه تعادل برسند و بدون تنگ نظري، در مواجهه با جامعه و خانواده از خودشان نرمش نشان دهند.