برچسب حسن وارسته

بهار شیراز 1404

داستان «بهار شیراز» در شهر شیراز و در بستر زندگی خانواده‌ای ریشه‌دار جریان دارد؛ خانواده «نادر معدل» و همسرش، پوران نظافت که با فرزندان و اطرافیانشان، درگیر موقعیت‌هایی ساده، روزمره و در عین حال شیرین و طنزآمیز می‌شوند. روایت‌ها از دل روابط خانوادگی بیرون می‌آیند؛ جایی که شوخی، مهر، سوءتفاهم و همدلی، در کنار هم تصویری آشنا و دوست‌داشتنی از زندگی ایرانی ترسیم می‌کند.

رستگاری 1402

سریال رستگاری داستانی ماورائی دارد ، داستان دو برادر کارخانه دار که نام یکی از آنها حافظ ( با بازی محمود پاک نیت) است، مردی طماع و پرکینه که در عالمی برزخ دست و پا می زند که خود آن را ساخته است.

پایتخت 2 1392

نقی معمولی در گنبد و گلدسته سازی کار می‌کند و با کامیون ارسطو عامل از طرف محل کارش، مسئول می‌شود یک گنبد و گلدسته را به روستایی در قشم ببرند. او با خانواده‌اش به همراه سرپرست بار راهی تهران می‌شوند تا گنبد و گلدسته را به صاحبش که در خانه سالمندان زندگی می‌کند نشان دهند و بعد به طرف مکان نصب بروند و...

پایتخت 4 1394

هما سعادت در انتخابات شورای شهر رأی می‌آورد و طرفداران او در منزلشان جمع می‌شوند. همسر چینی ارسطو در سانحه هواپیمایی مالزی جان خودش را از دست داده و این مسئله موجب شده تا کام ارسطو هر روز تلخ و تلخ‌تر بشود. نقی از همسرش درخواست می‌کند تا برای ساخت خانه فهیمه (خواهر نقی) مجوز بگیرد اما او این کار را خلاف می‌داند و هیچ رقمه زیر بار نمی‌رود. نقی به همراه اقوام و خویشانش و کمک اوس موسی دست به کار می‌شوند و خانه فهیمه را به‌طور پنهانی با آوردن مصالح از راه و بیراه می‌سازند، اما در آخر توسط شهرداری تخریب می‌شود. در این بین ماجراهایی از جمله ازدواج بابا پنجعلی، دعوای نقی و هما، حضور بهبود در آفریقا اتفاق می‌افتد.

بچه مهندس 4 1399

این سریال در ادامه بچه مهندس۳ و موضوعاتی چون پهپاد RQ170 یا ازدواج و بیماری جواد جوادی ادامه پیدا می‌کند و جواد جوادی مژگان را فراموش میکند و با پسری به اسم بهروز آشنا می‌شود و باهم رفیق و همخونه می‌شوند و در همین حال عاشق دختر استادش در دانشگاه می‌شود (مرضیه) سپس به خواستگاری مرضیه می‌رود اما دکتر توفیقی به خاطر گذشته اش به او جواب رد می‌دهد و جواد ناراحت می‌شود ولی امیدش را از دست نمی‌دهد و در همین حین دکتر توفیقی پهپاد RQ170 را شکار کرده و در تلاش است که از طریق جواد جوادی و دوستانش به طور غیر مستقیم کمک بگیرد و در همین حال بی بی گوهر به دکتر توفیقی برای خواستگاری مرضیه برای جواد گیس سفیدش را گرو می‌گذارد و دکتر توفیقی قبول می‌کند در همین حین جواد همش سر درد داشت و ناگهان در پرواز هواپیما که کمک خلبان بود و در حال هدایت RQ170 هم بود متاسفانه سردرد می‌گیرد و سقوط می کند و بعد مدتی جستجو او و کاپیتان مظفری را پیدا می‌کنند و مدتی در بیمارستان بستری می‌شود ناگهان دکتر متوجه موارد مشکوکی در عکس سر او می‌شود و به بهروز می‌گوید باید ازمایش های بیشتری انجام شود تا بهتر بفهمیم موضوع چیست و پس از انجام آزمایش های مربوطه مشخص می‌شوند که جواد تومور مغزی دارد و درست شب قبل از عقد مرضیه و جواد درب خانه ی دکتر توفیقی زنگ می‌خورد و جواد همه چیز را بهم می‌زند در همین حال خلاف کار ها دنبال دکتر توفیقی و خانواده اش هستند که جواد و بهروز و بی‌بی گوهر به مشهد می‌روند و جواد در حرم مطهر اقا امام رضا (ع) جواد کفشش را گم می‌کند و بعد که پیدا می‌شود بر می‌گردد و بعد یکی از خادمان می‌بیند که جواد حال خوشی ندارد و می‌فهمد که مشکل جواد چیست و سپس به او یک کارت دکتر می‌دهد که در آن آدرس مطب پروفسور حسام است و پس از خواهش های بهروز و اطرافیان به دکتر می رود و متوجه می‌شود که دکتر همان خادم است و دکتر به او می‌گوید زمان طلایی برای درمان را از دست داده ای ولی امیدت به خدا باشد که من میتونم تو را عمل جراحی از توی بینی بکنم و جواد قبول نمی‌کند که بی بی گوهر همه چیز را به خانواده ی توفیقی می‌گوید و آنها راهی مشهد می‌شوند و مرضیه از جواد می‌خواهد که خود را عمل کند و جواد قبول می‌کند و عمل او خوشبختانه موفقیت آمیز بود که ناگهان جواد بر اثر سکته ی مغزی به کما می‌رود و مدتی بعد به هوش. می اید و بعد سایه که رئیس باند خلافکار ها بودند را دستگیر می‌کنند و ....

وقتی «نگاه کالایی» به هر مقوله فرهنگی رایج می‌شود در وضعیتی خطرناک قرار می‌گیریم/ «سینمای کمدی» امروز یک کلاف سردرگم است

سینماپرس: حسن وارسته با بیان این مطلب که سینمای کمدی امروز یک کلاف سردرگم است. گفت: امروز اولویت سینمادارها فیلم‌های جدی و مستقل نیست، سال‌های گذشته شاهد بودیم که یک فیلم کمدی حتی یک سال بر پرده سینماها بود و فیلم‌های مستقل نهایتاً یک ماه شانس اکران داشتند که در همین یک ماه هم تعداد معدودی سانس و سینما داشتند و وقتی اعتراضی هم به این شرایط اکران مطرح می‌شد، سینمادارها تأکید داشتند که ملاکشان فروش است.

«جشنواره فجر» در مقایسه با گذشته از آن «ارتباطات بین‌المللی» فعال و قدیمی بی‌بهره شده/ برای دعوت از «فیلم‌های خارجی» نیاز به «هزینه‌کرد ارزی» است

سینماپرس: «حسن وارسته» با بیان این مطلب که منطقاً، همان زمان که فیلم‌ها در جشنواره ملی نمایش داده می‌شدند، می‌توانستند یک عنوان بین‌المللی به آن اضافه کنند؛ اظهار داشت: در همان اختتامیه می‌شد یک جایزه بین‌المللی تعریف کرد و تمام. با این روش، جشنواره یک‌بار هزینه می‌کرد و هم بخش ملی و هم بخش بین‌المللی را پوشش می‌داد. اما اکنون دو بار هزینه می‌شود بدون اینکه خروجی جدیدی خلق شود؛ مسیر همان است، افراد همان‌اند، فیلم‌ها همان‌اند، تنها پوستر جشنواره و عنوان بخشی از آن تغییر کرده است.