برچسب حسن نوری

«تاکسی‌»؛ ۱۲ مسیر کوتاه، ۱۲ قصه ماندگار

این سریال اقتباسی‌ست از «تاکسی‌سواری» سروش صحت؛ کتابی که بیش از ۵۰ بار تجدید چاپ شده و حالا مسیرش را از کتابفروشی به قاب تصویر تغییر داده. هر اپیزود، ژانر و مقصد خودش را دارد؛ روایت‌هایی از آدم‌ها و لحظه‌های روزمره که کوتاه‌اند اما تا مدت‌ها بعد از پیاده شدن، در ذهن می‌مانند.

لیسانسه ها 2 1396

سه جوان لیسانسه که هر یک مشکلاتی دارند شاکیه این سریال را به وجود آورده اند. مازیار رحمتی (امیر کاظمی) در یک خانواده از هم پاشیده زندگی می‌کند و پدر او معتاد است در ضمن پس از مدتی او متوجه بیماری سرطانش میشود. حبیب نقوی (هوتن شکیبا) فردی پول دار است که بسیار دوست دارد ازدواج کند ولی به علت ضعف در برقراری روابط اجتماعی، نتوانسته همسری را برگزیند. مسعود شریفیان (امیرحسین رستمی) در آستانه ازدواج با ترانه مهاجر (متین ستوده) قرار دارد که او هم مشکلات خاص خود را دارد او هم مقداری پول برای مسکن احتیاج دارد و هم جویای کار است.

لیسانسه ها 1395

سریال «لیسانسه ها» داستان سه جوانی است که دارای مدرک تحصیلی لیسانس هستند. «حبيب» که وضع مالی مناسبی دارد، ولی به علت ضعف در برقراری روابط اجتماعی هنوز نتوانسته ازدواج کند، «مسعود» در آستانه ازدواج است ولی مشکلات زیادی دارد و «مازيار» هر یک دارای مشکلاتی هستند که برای حل آن تصمیم می گیرند به یکدیگر کمک کنند.

شمعدونی 1394

این مجموعه، داستان دو خانواده به نام‌های مظاهری و سعادتی را روایت می‌کند. خانواده‌ی مظاهری شامل هوشنگ (محمد نادری) پدر خانواده، زهره (آتنه فقیه نصیری) مادر خانواده و کارمند بانک، سارا (ویدا جوان) دختر بزرگ که در آزمون تخّصص پزشکی مردود شده و سعید (امیر کاظمی) پسر بیکار خانواده است. خانواده‌ی سعادتی شامل عطا (حسن معجونی) پدر خانواده که با هوشنگ مشکلاتی دارد، شیرین (نگار عابدی) مادر خانواده و عرشیا (عرفان برزین) که یک پسر کوچک‌ِ خبرچین و بازیگوش است، می‌شود. داستان به معضلات اجتماعی و فرهنگی به‌طور مستقیم یا معکوس از طریق این دو خانواده می‌پردازد.

پری سا 1396

فیلم پری سا به یکی از معضلات مبتلا به جامعه و جوانان توجه دارد و معضلات شبکه های اجتماعی و اسیدپاشی را مورد توجه قرار داده است…

فوق لیسانسه ها 1398

حبیب، مسعود و مازیار تصمیم به ادامه تحصیل می‌گیرند و حالا دانشجوی فوق لیسانس هستند و علاوه بر آن حبیب همچنان در پی یافتن همسر مناسب خود است. مادر حبیب نیز فوت کرده‌است. مازیار، شاگرد اول دانشگاه در تاریخ است و در پی اجرای طرحش برای درآمدزایی، ازدواج خود با شادی و دور نگه داشتن پدرش از اعتیاد است. آقای مهاجر نیز که همسر دوم خود را بر اثر تصادف از دست داده‌است، به دنبال ازدواج و گرفتن زن سوم است اما اختلافاتی با دخترش ترانه دارد. مسعود و ترانه که در اواخر فصل قبل ازدواج کردند بچه دار شده‌اند و مسعود به دنبال پایان‌نامه و گرفتن مدرک فوق لیسانس است و نگرانی‌هایی هم برای بچه اش و ترانه دارد. عباس نقوی و مامان خانم نیز عاشق یک دیگر می‌شوند اما حبیب و رحیم شدیداً با ازدواج این دو مخالف هستند. رحیم اعتیاد را ترک کرده اما همچنان مورد شک اعضای خانواده قرار دارد و از ناراحتی تصمیم به مصرف مواد مخدر می‌گیرد اما…

آقای سانسور 1398

رامین کاتبی نویسنده است و همچنین در شرکت دایی خود هم کار میکند با این حال کتاب های او چندان جالب نبود و به فروش نرفت.شهرام فرعی که این وضع رامین را دید فکری به ذهنش رسید تا بتواند صدای دل مردم را بشنود و کتابی در این باره بنویسد...

ماهی 1366

نوجواني به نام جواد، كه پدرش در زندان است، روز عيد ماهي قرمزي به دست مي آورد و به خانه مي برد. مادر او را سرزنش مي كند و مي خواهد كه ماهي را آزاد كند، زيرا معتقد است وقتي پدر در زندان است محبوس كردن ماهي شگون ندارد. جواد، كه براي به چنگ آوردن ماهي با يكي از همسن و سال هاي خود گلاويز شده بوده است، با اكراه ماهي را از خانه مي برد. پدر او به خانه باز مي گردد.