برچسب حسن موذنی

سرود خاک 1392

گروهى از نوجوانان با ابلاغ آموزش و پرورش براى اعزام گروه هاى سرود برتر دانش آموزى به جبهه و دادن روحیه به رزمنده ها خود را براى رفتن به منطقه آماده مى کنند؛ اما گرفتن رضایت نامه از پدر و مادر به عنوان شرط لازم رفتن به منطقه براى آنها مشکل ساز مى شود. بین آنهایى که موفق به گرفتن رضایت نامه مى شوند و آنهایى که نمى شوند، دودستگى پیش مى آید و بالاخره گروهى از آنها عازم جبهه مى شوند. در آنجا نیز با مشکلات فراوانى روبه رو مى شوند و حتى با عبور از میدان مین خودشان را به رزمنده ها مى رسانند اما متوجه مى شوند که...

لیسانسه ها 2 1396

سه جوان لیسانسه که هر یک مشکلاتی دارند شاکیه این سریال را به وجود آورده اند. مازیار رحمتی (امیر کاظمی) در یک خانواده از هم پاشیده زندگی می‌کند و پدر او معتاد است در ضمن پس از مدتی او متوجه بیماری سرطانش میشود. حبیب نقوی (هوتن شکیبا) فردی پول دار است که بسیار دوست دارد ازدواج کند ولی به علت ضعف در برقراری روابط اجتماعی، نتوانسته همسری را برگزیند. مسعود شریفیان (امیرحسین رستمی) در آستانه ازدواج با ترانه مهاجر (متین ستوده) قرار دارد که او هم مشکلات خاص خود را دارد او هم مقداری پول برای مسکن احتیاج دارد و هم جویای کار است.

جیران 1400

داستان سریال جیران، در زمان قاجار سپری می شود. این سریال روایتگر دوران ناصرالدین شاه و زمان پس از مرگ امیرکبیر است. داستان این سریال در رابطه با عشق ناصرالدین شاه به یکی از زنان حرمسرایش به نام “جیران” است. جیران به عنوان اولین سوگلی ناصر الدین شاه شناخته می شود.

مروارید سرخ 1383

سریال “مروارید سرخ” روایتگر ماجرای زندگی يک زوج جوان است كه در منطقه ای خوش آب و هوا زندگی می كند و به كار كشاورزی مشغول اند. مرد درصدد ايجاد يک حوضچه برای پرورش ماهی است. اما چون پول لازم برای ايجاد اين حوضچه را در اختيار ندارد، برای گرفتن وام و تسهيلاتی تلاش می كند.

چک برگشتی 1390

داستان فیلم دربارهٔ یک دوره انتخابات مجلس است. دکتر مشرفی (هدایت هاشمی) یکی از کاندیدهای مجلس است. مشاور او لطیف (امیر جعفری) باید هر ماه بابت مهریه همسر سابق خود رویا (بهارهٔ رهنما) دو سکه به او بدهد. همین دو سکه باعث دردسر او و مشرفی می‌شود. لطیف شغل شریف شرخری را دارد و مشکلات لطیف و کریم مشرفی حوادثی به همراه دارد و مجموعه طنزی را خلق می‌کند.

تهران ساعت 7 صبح 1381

داستان از ساعت 7 صبح پشت يك چراغ قرمز آغاز مي شود و هر هفت شخصيت فيلم بدون آنكه يكديگر بشناسند، در پشت چراغ قرمز حضور دارند. در طول 24 ساعت با تك تك اين هفت نفر همراه مي شويم و صبح فردا در ساعت 7 صبح مجدداً آن ها را پشت همان چراغ قرمز مي يابيم. پليس جواني كه مأمور تعويض رنگ چراغ راهنمايي و رانندگي است براي ديدن دختر مورد علاقه اش كه بازيگر سينما است، چراغ قرمز پياده ها را طولاني تر از حد معمول نگه مي دارد، كمي بعد به دختر اظهار علاقه مي كند، اما بين آن ها فاصله طولاني وجود دارد. در يك آزمايشگاه تشخيص اعتياد، دو پيرمرد ديكتاتورمآب از متقاضيان مرد نمونه ادرار مي گيرند. بازنشستگي‌شان نزديك است و هميشه از بازرس ها ترس داشته اند و امروز بدون آنكه بدانند به آزمايشگاه آمده و شاهد تخلف آنهاست. يك موتورسوار كه با موتورش مسافركشي مي كند، عادت دارد شنيده‌هايش را از مسافران قبلي خود به صورتي ناقص و غلط به مسافران بعدي تحويل دهد. در بين مسافرهاي او پيرمردي هست كه با مرگ خود موتورسوار را دچار مشكل مي كند. يك كارگر جوشكار افغاني با دختري جوان كه از دست مردي مي گريزد مواجه مي شود. او و دختر راجع به زندگي‌شان به هم دروغ مي گويند. جوان كم كم به دختر علاقه مند مي شود، اما دختر از كنار او هم مي گريزد. پليس جوان خودكشي مي كند، اما زنده مي ماند. دختر بازيگر سينما به بيمارستان مي آيد و با او صحبت مي كند. اما هنوز بين آنها فاصله اي طولاني وجود دارد. دختر از بيمارستان خارج مي شود و ساعت هفت صبح به پشت چراغ قرمز مي رسد. حالا كنترل چراغ روي اتوماتيك است و همه كساني كه در فيلم ديده ايم، سر چهارراه منتظر ايستاده اند و با سبز شدن چراغ به راه مي افتند. دختر احساس متناقضي دارد؛ انگار او هم به پليس جوان علاقه مند شده است.

مربای شیرین 1380

جلال نوجوان، هر چه سعي مي كند نمي تواند در شيشه مربا را باز كند، از مادر، همسايه، دوستان، معلمان و بقال محله كمك مي طلبد اما هيچ كس قادر به باز كردن آن نيست و سرانجام مشخص مي شود تمام شيشه هاي كارخانه مرباسازي همين شكل را دارند. جلال كه از برخورد توهين آميز عوامل كارخانه ناراحت است با كمك يك دوره گرد نان خشك جمع كن از آنها شكايت مي كند، ولي مسئولان كارخانه به جاي رفع مشكل، مسابقه اي با موضوع باز كردن در شيشه مربا برگزار مي كنند. اين تمهيد فريب كارانه باعث فروش بالاي مرباها مي شود اما جلال با شركت در يكي از مسابقه ها به افشاگري عليه كارخانه مي پردازد و مديران آن را به اتلاف سرمايه ملي متهم مي كند. اين مسأله باعث هشياري و اعتراض عمومي مي شود و كارخانه هم در اثر شكايت جلال در آستانه تعطيلي قرار مي گيرد، ولي مسئولان كارخانه با تطميع و رشوه دوباره فعاليت خود را از سر مي گيرند و با طراحي شيشه هاي جديد به عرضه محصولاتشان مي پردازند. در پايان جلال و دوستانش به كارخانه مي روند و از مدير آن مي خواهند كه از آنها عذرخواهي كند.

پوسته 1387

سعيد چهل و شش ساله که در گذشته کايتر بوده است و به حبس ابد محکوم گرديده؛ پس از 14 سال در زندان، آزاد مي شود. اما به مجرد اينکه از زندان بيرون مي آيد ، در موقعيتي قرار مي گيرد که شواهد مي تواند او را قاتل جلوه داده بار ديگر روانه زندان کند.