برچسب حسن محمدزاده

آن سوی آرزوها 1386

این فیلم روایت زندگی دختر جوانی است که در دوران دانشجویی با جوانی در دانشگاه آشنا می‌شود و قرار ازدواج می‌گذارند. پدر و مادر دختر اصرار بر ازدواج دخترشان با پسر یکی از اقوام که در ترکیه ساکن است دارند. دختر به اجبار می‌پذیرد، اما به هنگام خروج از کشور متوجه می‌شود که گرفتار باند قاچاق انسان شده است و ...

زندان دیو 1369

قدرت به زادگاهش بازمي گردد تا با تلي ازدواج كند. تلي دائم درباره ي زندان ديوها در تخت سليمان سخن مي گويد و قدرت حرف هاي او را شوخي مي پندارد. تلي در روز ازدواج گم مي شود و تا سال ها بعد، كه قدرت پير مي شود و با برادرزاده اش نوريه در روستايي زندگي مي كند، كه اهالي آن از شر ديوها گريخته اند، خبري از تلي به دست نمي آورد. وقتي قدرت خبر مرگ عبدالله، برادر نوريه، را مي شنود با نوريه و شوهرش اكبر و فرزند خردسال آن ها به شهر مي رود. مردي به نام داوود براي آن ها نقل مي كند كه عبدالله تا پيش از مرگ خود هرچه بدست مي آورده در اختيار زني مي گذاشته كه براساس توصيف هاي داوود به تلي شباهت داشته است. وقتي آن ها به روستا بازمي گردند قدرت تصميم مي گيرد براي يافتن تلي به زندان ديوها برود. او پس از درگيري با ديوها عبدالله و تلي را مي يابد، اما تلي به او مي گويد به دليل طلسم شدن راه نجات ندارد. قدرت به خانه بازمي گردد، اما اكبر حرف او را نمي پذيرد و با همسرش به شهر مي رود. سرانجام قدرت تلي را در اتاقي در حال پختن نان پيدا مي كند.

شکوه زندگی 1366

زن و شوهري با فرزندشان در يك مجتمع آپارتماني زندگي مي كنند. صاحب مجتمع آن ها را زير فشار قرار مي دهد. مشغله هاي مختلف روابط خانه و خانواده را آشفته مي كند. مرد پيشنهاد پدر همسرش را كه حاضر است به آن ها كمك كند تا خانه اي براي خود تهيه كنند نمي پذيرد و درگيري ها به دليل دخالت هاي نابجاي ديگران شدت مي گيرد. عاقبت مرد در برخورد با اطرافيان متنبه و متحول مي شود و موفق مي گردد كه خانه و زندگي را سر و سامان ببخشد.

مترسک 1362

اسماعيل با پسر و دختر خردسالش، علي و سونا، زندگي مي كند. همكلاسي علي، از رفتار نامادري اش شكايت دارد. علي همواره در هراس است كه مبادا به دست چنين زن پدري گرفتار شود. پدر علي به ترغيب دوستان خود با «استر خانم» مربي پرورشگاه ازدواج مي كند. اما به دليل تصوري كه علي از «زن بابا » در ذهن دارد مهرباني هاي استر را با خشونت پاسخ مي دهد. تداوم مهرباني هاي نامادري و نصيحت هاي معلم سبب تغيير رفتار علي مي شود و سرانجام او زن را چون مادر خود مي پذيرد.

ملک خاتون 1369

ملك خاتون به علت مرگ شوهرش پس از پانزده سال سكونت در شهر به روستاي زادگاهش برمي گردد. با ورود به روستا و مرور بر خاطرات گذشته، تصميم مي گيرد كارگاه رنگرزي پدرش را كه در سال هاي دور توسط خان تخريب شده، بازسازي كند. در ابتدا كسي حاضر به همكاري با وي نمي شود. در پي كنايه هاي خاتون به اهالي روستا ابتدا الله كرم پير روستا به كمك وي مي آيد. قليچ يكي از اهالي روستا كه مباشر كارخانه پنبه نيز هست، شرح بازگشت خاتون و راه‌انداز كارگاه رنگرزي را با طالب (رئيس كارخانه پنبه) در ميان مي گذارد. طالب از قليچ مي خواهد كه به خاتون پيشنهاد كند در كارخانه او مشغول به كار شود، اما خاتون نمي پذيرد. پس از چند روز كارگاه رنگرزي خاتون به كمك الله كرم و دخترش جيران همراه با چند تن از اهالي روستا به كار مي افتد. قليچ و سهند (پسر خاتون) كه تا اين لحظه در كمك به خاتون ترديد داشته اند، به كمك وي مي آيند. طالب و عواملش به خاطر همكاري قليچ و سهند با خاتون، آنها را كتك مي زنند. قليچ و سهند زخم خورده از عوامل طالب با يك وانت حامل پنبه نزد خاتون مي آيند. طالب و عواملش هم براي پس گرفتن پنبه ها به روستا مي آيند. اما مردم روستا همراه خاتون گرداگرد آنها به مقابله مي ايستند.

گل مریم 1366

خسرو دهقان صاحب يك شركت خصوصي كه پروژه احداث جاده بر روي درياچه اروميه را در دست دارد به رغم مخالفت هاي خانواده اش با مريم همكار خود ازدواج كرده است. خانواده متمكن خسرو مريم را در شأن خسرو نمي دانند. مريم سه بار باردار شده و سه بار سقط جنين كرده است. او بار چهارم بچه اش را به دنيا مي آورد و زخم زبان هاي مادر شوهر را كوتاه مي كند، اما طولي نمي كشد كه بچه مريض مي شود و مريم از ترس مرگ او بيمار و دچار فراموشي مي شود. معالجه نتيجه نمي دهد و بر مشكلات خسرو لحظه به لحظه اضافه مي شود. مادرش در سانحه آتش سوزي فوت مي كند. كار پروژه به مشكل مالي بر مي خورد و شركت او ورشكسته مي شود. همه اطرافيان خسرو را تنها مي گذارند؛ اما او طبق دستور پزشك به مراقبت از همسرش ادامه مي دهد و موافقت مسئولان را براي افزايش بودجه پروژه جلب مي كند و راه موافقت را مي پيمايد.