جان سخت 1403
جانسخت داستان دوستانی را روایت میکند که با هم مشکلاتی دارند و حضور آنها در یک تور کویری باعث میشود تا اختلافات گذشتهشان دوباره آشکار شود.
جانسخت داستان دوستانی را روایت میکند که با هم مشکلاتی دارند و حضور آنها در یک تور کویری باعث میشود تا اختلافات گذشتهشان دوباره آشکار شود.
دكتر بهمن پارسا، پس از سي و سه سال از آلمان به ايران برمي گردد. با يكي از دوستان قديمي پدرش (پيرمردي به نام قناتي) و راننده بيمارستان،بهرامي به زادگاهشان (بم) مي روند. دكتر پارسا در پي عشق گمشده اش مينا، در بم مي گردد و رابطه اش تدريجاً با قناتي و بهرامي عميق تر مي شود.