برچسب حسن حسندوست

پسر مریم 1377

رحمان مؤذن نوجوان روستا با دیدن تابلوی تازه حضرت مریم که برای کلیسای روستا آورده شده، به یاد مادر خود می‌افتد. کشیش پیر برای آماده شدن کلیسا برای مراسم مذهبی، تصمیم می‌گیرد راه قنات قدیمی نزدیک کلیسا را باز کند. رحمان به او کمک کرده، اما پدرش او را سرزنش می‌کند. وقتی پدر رحمان برای تهیه وسایل لازم جهت مراسم ماه محرم از روستا بیرون می‌رود، رحمان هنگام اذان گفتن متوجه کشیش می‌شود که قصد نصب صلیب روی بام کلیسا را دارد ولی از نردبان می‌افتد و آسیب می‌بیند. رحمان کشیش را به بستر می‌برد و کشیش شمارهٔ تلفن برادرش ژرژ را به او می‌دهد. رحمان، برادر کشیش را تلفنی نمی‌یابد و به ارومیه می‌رود تا او را پیدا کند و در این مدت داوود دوست نابینایش را مأمور مراقبت از کشیش می‌کند. رحمان و ژرژ به روستا می‌آیند و ژرژ برادرش را به بیمارستان می‌برد و در غیاب کشیش، رحمان و داوود از کلیسا مراقبت می‌کنند. آن‌ها همه چیز را برای مراسم مذهبی کلیسا آماده می‌کنند، اما ژرژ خبر مرگ کشیش را می‌آورد. او کارت پستالی از حضرت مریم برای رحمان می‌آورد که کشیش آنرا قبل از مرگ، برای رحمان تهیه کرده بود.

پرویز خان 1402

فیلم پرویز خان داستانی فوتبالی-تاریخی دارد؛ پس از پیروزی انقلاب و در دهه ۶۰، نام پرویز خان دهداری با سرمربیگری تیم ملی فوتبال دوباره بر سر زبان‌ها افتاد. سال‌هایی که دهداری تیم ملی را برای حضور در بازی‌های آسیایی۱۹۸۶ سئول آماده کرد. داستان اختلاف با ستاره‌های نامدار تیم ملی هم از اینجا شروع شد. وقتی تیم ملی از سئول باز می‌گشت نامه‌ای توسط ۱۴ بازیکن امضا شده بود که پس از رسیدن به فرودگاه مهرآباد، به بمب خبری تبدیل شد. استعفای ۱۴ بازیکن از حضور در تیم ملی جنجالی‌ترین رخداد فوتبالی دهه ۶۰ بود.

دهداری تیم ملی تازه‌ای با جوانان گمنام تشکیل داد که از میان‌شان تعدادی جزو ستاره‌های بزرگ فوتبال شدند؛ از احمدرضا عابدزاده و مجتبی محرمی تا جواد زرینچه و صمد مرفاوی. تیم جوان دهداری پس از کسب مقام سومی در جام ملت‌های آسیا، آماده رقابت‌های مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۰ می‌شد که حاشیه‌های دیدار دوستانه ایران و ژاپن در استادیوم آزادی، پرونده حضور دهداری در تیم ملی را بست. روزی که تعدادی از تماشاگران با گلوله‌های برفی از معلم اخلاق استقبال کردند. دهداری در اوایل دهه ۷۰ از دنیا رفت.

پدران 1398

رویارویی دو نسل می‌تواند حادثه بیافریند؛ در "پدران" حادثه‌ای دو نسل را رو در روی یکدیگر قرار می‌دهد.

خورشید 1398

علي کودک کاري است که در يک اوراقي لاستيک کار مي‌کند و مادرش هم به خاطر مشکلات رواني در بيمارستان بستري شده است. او که وضع مالي چندان خوبي ندارد توسط يکي از هم‌محلي‌هاي خود از وجود يک گنج در زيرزمين مدرسه آگاه مي‌شود و تصميم مي‌گيرد با دوستان خود در يک ماجراجويي تازه به سراغ اين گنج برود.

پستچی سه بار در نمی زند 1387

این فیلم داستان مردي است كه به خاطر تسويه حساب شخصي با مردي ديگر، دختر او را گروگان مي گيرد و به خانه اي در خارج از شهر مي رود و منتظر آن مرد مي ماند. اما سرنوشت ديگري در اين خانه متروكه در انتظار آنهاست.

آواز گنجشک ها 1386

این فیلم به داستان مرد ساده و میانسالی به نام کریم می‌پردازد. وی در یک مزرعه پرورش حیوانات کار می‌کند و شیفته شترمرغهاست و ارتباط روانی و عاطفی با آن‌ها برقرار کرده‌است. برحسب اتفاق یکی از شترمرغها از مزرعه فرار می‌کند. کریم چند روزی جستجو می‌کند، اما موفق به یافتنش نمی‌شود و در نتیجه از کار اخراج می‌شود. این بهانه‌ای می‌شود که برای اولین بار به شهر برود. در شهر از طریق مسافرکشی با موتورسیکلت امرار معاش می‌کند. در شهر با حوادث زیادی روبرو می‌شود و تجارب زیادی پیدا می‌کند. در کوران این حوادث، شاهد تحول کریم هستیم.

طهران تهران 1387

در اپیزود اول، خانه ی قدیمی یک خانواده ی فقیر، روی سرشان خراب می شود. آنها که حالا نمی دانند کجا باید بمانند و روزهای عید را چگونه بگذرانند، تصمیم می گیرند با تور، دور تهران را بگردند. آشنایی آنها با آدم هایی گرم و صمیمی در طی این گردش، باعث می شود با شهری که در آن زندگی می کنند بیشتر آشنا شوند. در اپیزود دوم، کنسرت راک عده ای از جوانان لغو می شود و ما با مشکلات تک تک آنها از نزدیک آشنا می شویم.