دختران هم میمیرند 1398
این فیلم روایت زندگی خانوادهای است که بعد از فوت پدر شی با ارزشی در خانه آنها مفقود و ماجرای گم شدن این شی از منظر تک تک افراد خانواده روایت میشود. نادر در این فیلم کت سبز رنگی دارد که از شدت علاقه همیشه به تن دارد و با سکه ای که در کت است، برای همه پیش گویی می کند و اتفاقات عجیبی رقم می خورد...
آقا مرتضی یکی از کسبه معتمد بازار به واسطه چک های بلامحلی که دامادش (احمد) جعل کرده، برای اینکه پول با سود ۷ درصد به دست بیاورد بیهوش شده و به کما می رود. داستان از جایی شروع می شود که افراد متضرر به آقا مرتضی رجوع می کنند برای وصول مبالغ چک هایشان. پدر احمد به نام حاج رضا که او هم از دوستان قدیمی حاج رضا است در صدد رفع و رجوع قضیه و پرداخت مطالبات طلبکاران بر می آید و با فروش حجره خود در بازار طلب افراد را پرداخت می کند.
این فیلم از سه اپیزود مجزا و در عین حال پیوسته تشکیل شده است. هریک از این اپیزودها در حالی که داستان مربوط به خود را دارند با یک موضوع محوری به هم مربوط می شوند. محور اصلی هر سه اپیزود امامزاده ای به نام امامزاده سید آقا است که هر سه داستان در آن شکل می گیرد…
عزیز بعد از مدتها موفق به خرید یک ون می شود و در خط راه آهن تجریش مسافرکشی می کند، او با یک مسافر مواجه می شود که اتفاقات بسیار طنزی را رقم میزند و …