برچسب حسن حاجتپور

شرقی 1387

داستان حامد مشرقي دانشجوي رشته تئاتر را روايت مي‌کند که قصد دارد کاري را براي شرکت در جشنواره آماده کند. نامزدش هم او را ياري مي دهد تا اينکه حامد ناخواسته در شرايط بحراني قرار مي‌گيرد و گروهش از هم مي‌پاشد و نامزدش نيز او را ترک مي‌کند. مادرش او را ترغيب مي‌کند براي مقابله با شرايط بحراني‌اش خاطرات يک صبح تا شب دوران مهاجرت او و خسرو (پدرش) به تهران را مرور کند که او در حين مرور خاطرات متوجه شباهت‌هاي زيادي بين گذشته پدرش و امروز خود مي‌شود.