برچسب حسام زاهدی

نون و ریحون 1389

این سریال داستان چند جوان است که با کمک هم رستورانی را راه اندازی میکنند و تحت تاثیر خان عمو مصمم به مجرد بودن هستند اما هر کدام جداگانه در مسیر عشق قرار میگیرند.

ما چند نفر 1385

سریال "ما چند نفر" ماجرای چند جوان را روایت می‌کند که با همدیگر یک شرکت نقشه‌کشی و طراحی را اداره می‌کنند. در این بین با خیانت یکی از دوستان شرکت منحل می‌شود و مهندس اصلی شرکت با باطل شدن مدرک مهندسی‌اش چاره‌ای نمی‌بیند جزء اینکه از کشور خارج شود که …

شب های برره 1384

کیانوش استقرارزاده سردبیر یک روزنامهٔ دههٔ ۱۳۱۰ است. او با نوشتن مقاله‌ای انتقادی به تبعید در نقاط دوردست ایران محکوم می‌شود. در بین راه در اتفاقاتی توسط یک مار (نشیمن‌گز) گزیده می‌شود. شیرفرهاد، پسر خان پایین‌برره یعنی سالارخان، او را به برره می‌آورد.

چارخونه 1386

این سریال داستان زوج میانسالی به نام منصور جمالی (حمید لولایی) و شکوه (مریم امیرجلالی) است که با دو دختر و دامادشان در مجتمعی آپارتمانی زندگی می‌کنند. از قسمت‌ ۲۲ (دقیقه ۳۸) با ورود شنبه (سیدجواد رضویان) (کارگر به ظاهر افغانی) و ماندگار شدن او در چهارخانه داستان روند جذاب‌تری را به خود می‌گیرد٫ طوری که مشخص می‌شود که حامد (رضا شفیعی‌جم) داماد بزرگ خانواده نیز هم ولایتی شنبه بوده و نام واقعی او چهارشنبه است، و توانسته با به قول خود «نیرنگ» خانوادۀ جمالی را گول‌زده و با دختر بزرگ‌تر آن‌ها ازدواج کند تا صاحب یکی از چهار واحد آپارتمانی که داستان در آن روایت می‌شود گردد. پس از این در هر قسمت اتفاق تازه‌ای رخ می‌دهد که ماجرای همان قسمت از برنامه به صورت طنز و کمدی بیان می‌شود.

سیگنال موجود است 1394

داستان این مجموعه تلویزیونی دربارهٔ جوانی به نام پرهام است که سودای خوانندگی در سر دارد اما در هیچ‌کدام از سبک‌های موسیقی به موفقیت دست پیدا نمی‌کند؛ بنابراین به تشویق دو تن از دوستان خود تصمیم می‌گیرد که برای خوانندگی به خارج از کشور سفر کند.

کمربندها را ببندیم 1383

آقای ملکی (فتحعلی اویسی) که صاحب یک آژانس هواپیمایی است، بعد از رسیدن ارثیه هنگفت عمه اش تصمیم به راه اندازی خطوط هوایی ملکی ایرلاین (مال) و اولین فرودگاه خصوصی کشور می کند. داستان سریال مربوط به ماجراهای این فرودگاه است.

خانه دوستی 1391

«خانه دوستی» ماجرای فرزند شهیدی است که با مشورت و همفکری پدربزرگ خود، خانه قدیمی وی را به یک مجموعه فرهنگی تبدیل می کند. پس از راه اندازی این مؤسسه فرهنگی، عده ای از جوانان محل در آن مشغول فعالیت می شوند و در ادامه سریال ماجرای زندگی هر کدام از این افراد، به داستان یک قسمت از این سریال تبدیل می گردد.

شکرآباد 1393

این مجموعه به صورت اپیزودیک است. داستان‌ها و اتفاقات در سال‌های خیلی دور و در مکانی نامعلوم رخ می‌دهد، البته از نیمه‌ی راه، به این مکان "بلخ" اطلاق می‌شود. مردم و اهالی این مجموعه به رغم آنکه در زمان گذشته هستند هر از گاه از ابزار مدرنی مانند تلفن همراه، تلویزیون، موتورسیکلت و … استفاده می‌کنند.

راوی داستان‌ها سه گونه‌اند:

در قسمت‌های اول، معلمی در مکتب‌خانه به زور برای شاگردان از روی کتابی قدیمی، حکایت‌های پندآموز می‌خواند.
در قسمت‌های میانی پدر پیری را در بستر مرگ مشاهده می‌کنیم که برای سه فرزندش با نام‌های آلفرد، هیچکاک و تقدیم می‌کند - که کارهای اشتباه انجام می‌دهند - حکایت تعریف می‌کند تا آن‌ها پند بگیرند.
در قسمت‌های پایانی مردی زندانی در محبسی سنگ می‌شکند و بخاطر تنهایی نیازمند هم‌صحبت است تا برای او حکایتی بگوید و در هر قسمت، هم‌بندی جدیدی وارد زندان می‌شود، اما معمولا در پایان همان قسمت یا آزاد می‌شود یا از زندان می‌گریزد و زندانی اول، باز تنها می‌شود.