برچسب حر مدافعان حرم

صدای بی‌سیم‌های بی‌صاحب در جای جای دشت می‌آمد؛ بچه‌ها عقب‌نشینی کنید

صدای تیرها و نارنجک‌ها همچنان فضای آسمان را پر می‌کرد. از صدای تیرها گوش شنونده‌ها عجیب تیر می‌کشید. صدا به صدا نمی‌رسید. صدای بی سیم‌های بی‌صاحب در جای جای دشت می‌آمد. بچه‌ها عقب نشینی کنید.

لابه‌لای صدای قل‌قل قلیان‌ها و بوی تنباکوی میوه‌ای «وصیت‌نامه»اش را نوشت

مجید از راه رسید. یک دفتر و خودکار هم در دستش بود. با بیشتر آن‌هایی که نشسته بودند روی تخت‌ها و گپ می‌زدند، سلام و علیک داشت. حتی بعضی از آن‌ها برای مجید بلند می‌شدند و جا برایش باز می‌کردند یکی دو نفری هم نِی قلیان را به سمت مجید کج می‌کردند.