روزهای بهتر (کهنه سرباز) 1396
«کهنه سرباز» درباره سربازی است که ایثار را پس از جنگ حالا در دشت و کوهستان تکرار می کند.
«کهنه سرباز» درباره سربازی است که ایثار را پس از جنگ حالا در دشت و کوهستان تکرار می کند.
داستان این فیلم روایت پدری است که کارخانه دارد و پسر خانواده تلاش می کند کارخانه به فروش برسد و آن را تبدیل به هتل کند اما اهالی محل برای حفظ کارخانه تمام تلاش خود را می کنند.
خانواده دکتر ماهان داستانی است در ستایش زندگی و خوشبختی خانوادگی؛ داستانی که مخاطبش را به ساده زیستی داوطلبانه دعوت میکند؛ این مجموعه روایتگر نگاهی تازه و الهام بخش در جهت تشویق جسارت تغییر و شکستن عادتهایی است که انسان امروز را تنهاتر از همیشه، خسته و ملول کردهاست. از منظر دکتر ماهان زندگی یک راه نرفته و ناشناخته است از همین رو امیر عطش و التهابی دارد تا همسر و فرزندان نوجوانش را با خود در ماجراجویی شنیدن نوای اسرارآمیز طبیعت و پاسداری از زیستبوم همراه کند.
«زندگی از نو» داستان زوج جوانی است که به شمال میروند و کمپ گردشگری ایجاد میکنند. این مجموعه به مولفههایی چون محیط زیست، منابع طبیعی، اقتصاد و… میپردازد.
نادر سهرابی، (مهدی هاشمی) پیشکسوت فوتبال است که مدتی روی کامیون باربری کار میکند و اتفاقی با سه دانشجو: صابر (بهنام شرفی)، وحید (علی عامل هاشمی) و اشکان (هادی مرتضی زاده) که صاحبخانه به دلیل مشکلاتی اثاثیهشان را به خیابان ریختهاست، آشنا شده که این آشنایی زمینهساز اتفاقات مختلفی در روند داستان میشود.
این سریال به موضوع قحطی در دوران میرزا کوچک خان جنگلی می پردازد و حواشی و سختی ها و نقش انگلیس در قحطی و بحران در این ایران را به تصویر کشیده است.
ناهيد زن تنها و مطلقهاي است كه با فرزند خود در خانهاي اجارهاي زندگي ميكند و بدليل نداشتن تمكن مالي كرايه خانهاش عقب افتاده و صاحب خانه مدام براي تخليه خانه به او فشار ميآورد. ناهيد با مسعود، ارتباط عاطفي و پنهاني دارد و قرار است با او ازدواج كند، اما از آنجا كه بصورت توافقي جدا شده است، بابت گرفتن فرزندش توسط پدر در اين تصميم مردد است، اما در نهايت مسعود او را مجاب ميكند كه ازدواج موقت كنند تا همسر سابق ناهيد متوجه نشود و او هم با گرفتن وكيل حضانت فرزندش را از پدر خواهد گرفت. در نهايت ناهيد جواب مثبت مي دهد و مراسم برگزار ميشود. پسر بعد از ديدن خروج مسعود از خانه آنها از خانه فرار مي كند و پيش پدرش مي رود.