برچسب حجت الله نجف پور

رویای پروانه 1396

فیلم سینمایی «رویای پروانه» درباره مردی سرباز به نام «رسول» است. او از پادگان برای مرخصی به خانه می آید ولی با مجلس ختم پدرش روبرو می شود. پدرش قاسم با مردی به نام قسمت شریک بوده و در یک کارگاه شیشه گری کار می کرده که متاسفانه فوت شده است.

یک نفر از میان ما (قلک آرزو) 1394

فیلم «یک نفر از میان ما» درباره گروهی از دانش آموزان مدرسه پسرانه است که قرار است به یک اردوی علمی بروند و باید پدرهایشان به صورت حضوری در مدرسه رضایت نامه را امضا کنند. اما «پوریا» دوست ندارد پدرش را کسی ببیند.

بوی خوش یار 1393

روایتگر زندگی پیرمردی روستایی به نام ابوالقاسم با بازی حسن اسدی است که گلاب پاش هیات روستایشان است. او ناگهان متوجه می شود که… .

به خاطر مهتاب 1399

این فیلم روایت داستان زندگی یک خانواده روستایی است که دختری بیمار دارند و باید برای بهبود سلامتی هرچه زودتر عمل شود اما وضعیت مالی خانواده خوب نیست و پدر خانواده از تنها قرض الحسنه محل درخواست وام نموده که با توجه به درخواست های زیاد اهالی روستا، نوبت ایشان برای چند ماه آینده مصوب می شود. پدر هم ناچار تصمیم میگیرد زمین کشاورزی را که چند ماه قبل بدون هیچ رسید یا قولنامه ای خریداری نموده بفروشد ولی در ادامه با فوت شدن صاحب زمین وارثین صاحب زمین اجازه فروش و یا مالکیت را به پدر خانواده نمی دهند و در ادامه...

جلباب 1393

‌فیلم«جلباب» درباره خانواده های دو دختر دانشجوی همکلاسی به نامهای سمیه و میترا است. خانواده سمیه از طبقه متوسط و مذهبی و پدری متعصب و تندخو و خانواده میترا از طبقه مرفه با پدری بی تفاوت که در خارج از کشور به سر می برد.
در دانشگاه تحقیقی با عنوان حجاب بر عهده سمیه و میترا است که در طول انجام این تحقیق حوادث مختلفی برای هر دو خانواده اتفاق می افتد که به نوعی باعث شناخت بیشتر آنها از مقوله حجاب و مسائل تربیتی و همچنین آشنایی آنها با نوع برخورد صحیح خانواده ها با نیازهای اجتماعی و فردی فرزندان خود می‌شود.

شیدایی 1390

شیدایی قصه دلدادگی توشمال جوان روستا به حمیلا تنها دختر خان است. شیدا پسر جوانی است که بعد از فوت پدر توشمال ده شده و این حرفه را به مرید برادر کوچکترش هم آموزش می دهد. سال ها قبل در یک روز بهاری شیدا در حالی که مشغول نواختن دهل است به صورت اتفاقی حمیلا را می بیند در راه بازگشت به ده مار حمیلا را نیش می زند. دکتر بعد از معاینه حمیلابه آقاخان می گوید اگر حمیلا تا صبح بیدار بماند و بیهوش نشود شانس زنده ماندن او بالا می رود آقا خان دستور می دهد تفنگچی ها تا صبح تیراندازی کنند و شیدا تا صبح ساز بزند. حالا بعد از سالها شیدا بر ترس خود غلبه کرده و به خواستگاری حمیلا می رود اما به دستور خان کتک مفصلی می خورد. او تسلیم نمی شود و دوباره به خواستگاری می رود. اما اینبار اقا خان برای ازدواج شیدا و حمیلا شرطی معین می کند.اگر شیدا شرط را ببازد خان حمیلا را به عقد فرامرز پسر مرتضی قلی خان قشقایی در می آورد. شرط خان این است که در اولین شب زمستان شیدا بر قله زردکوه کرنا بنوازد طوری که صدای آن به هفت آبادی برسد. سرمای زردکوه استخوان سوز است با این وجود شیدا شرط را می پذیرد

تاراز 1397

جوانی به نام تاراز بختیاری (با بازی مرتضی رحیمی)، استاد دانشگاه و متخصص نیروگاه برق برای اجرای طرحش به نیروگاهی در سوریه اعزام می شود. حضور تاراز در نیروگاه با حمله داعش همزمان می شود و او برای نجات جان همکارانش، جان خود را به خطر میندازد و مجروح می شود.او پس از بازگشت به کشور، در یک آسایشگاه جانبازان با عشق قدیمی خود درنا(نیلوفر شهیدی) مواجه می شود