برچسب حجت الاسلام صدوق

«فسادهای مافیایی» به‌عنوان لازمه‌ قهری سبک زندگی غربی پذیرفته شده است/ هنگامی که «دنیاپرستی» مبنای یک جمع قرار بگیرد، سازماندهی اشقیا ضرورت پیدا می‌کند/ تمامی اخلاق رذیله نقش لجستیک برای توسعه دنیاپرستی دارد

جوامع، صدا و سیمایی دارند و «تمدن» موجود، «سیمای» جامعه پس از رنسانس است و «صدای» آن، «رسانه‌ها» هستند؛ یعنی رادیوها و تلویزیون‌هایی که آینه‌ای برای رفتار تمدن موجود و سبک زندگی غربی هستند و جاذبه‌ای برای آن ایجاد کرده‌اند که هفت میلیارد جمعیت کره زمین نسبت به این تمدن و سبک زندگی، مشتاق و منقطع شده‌اند. این در حالی است که به حسب قرآن کریم زندگی کفار و دستگاه باطل، مانند کف روی آب یا همچون خاکستری است که طوفان بر آن بوزد.

مؤمنین نباید در مقابل کارآمدی غربی به انفعال بیفتند/ باید به سمتی حرکت کنیم که قبل از ظهور کارآمدی‌های بالاتر در مقایسه با دستاوردهای سبک زندگی غربی بروز پیدا کند

دستیابی به سبک زندگی اسلامی ممکن نیست مگر این‌که علوم انسانی و علوم پایه‌ای که برمبنای ادبیات وحی طراحی شده باشد و بتواند به‌صورت استدلالی با علوم مدرن در همه زمینه‌ها هماوری کند، تولید شود. یعنی همان‌گونه که نمی‌توان به‌صورت مستقیم از انرژی خورشید استفاده کرد و باید از طریق تولید علوم واسطه‌ای، این انرژی را به صحنه زندگی عموم وارد نمود، استضائه از نور قرآن و روایات برای مهندسی یک زندگی دینی در دوران غیبت، بدون علومی که توسط غیرمعصوم تولید شود، امکان ندارد.

مقوله «مُد» نباید ساده انگاشته شود/ مُد به تمامی شئون و عرصه‌های حیات تعمیم یافته است/ در سبک زندگی غربی، اگر شهوات انسان ارضا نشود توانایی لازم برای فعالیت‌های سطح بالا و انجام تحقیقات جدید پیدا نمی‌شود

مقوله «مُد» نباید ساده انگاشته شود و به پوشش و آرایش زنان و جوانان منحصر گردد بلکه باید توجه داشت که مُد به تمامی شئون و عرصه‌های حیات تعمیم یافته است. در واقع دکوراسیون خانه‌ها و ادارات و اتاق مدیران و... دائماً در حال تغییر است و این تغییرات به یک الزام اجتماعی بدل شده و لذا اگر یک کاسب یا تاجر یا مدیر شرکت از این مُدها در خانه یا محل کار خود تبعیت نکند، اعتبار و جایگاه خود در بازار را از دست خواهد داد.

طرح شعار تساوی حقوق زن و مرد در سبک زندگی غربی به چه نتایجی منتهی شده است؟/ آمارها؛ نشان‌گر شکست تجربه دموکراسی در جلب مشارکت عمومی

اگر در گذشته تأمین نیازمندی‌های مادی در چارچوب یکی از دو مکتب «سرمایه‌داری» یا «کمونیستی» انجام می‌شده، امروزه نمی‌توان ادعا کرد که دموکراسی مقید به مکتب و آیین سرمایه‌داری نیست؛ نتیجه این روند، «استعمار پنهان» پدید آمد. لذا دموکراسی در نظام جمهوری اسلامی ایران مورد پذیرش قدرت‌های جهانی قرار نمی‌گیرد زیرا نظام اسلامی به گروه‌ها و احزابی که سرمایه‌داری را به‌عنوان مرام و مکتب خود اعلام کنند و به دنبال تعمیم شهوات در جامعه باشند، حق حیات اجتماعی و سیاسی نمی‌دهد.

آرای عمومی در دستگاه سیاسیِ سبک زندگی غربی به سطح «اجرا» محدود و سطوح «تصمیم‌گیری» و «تصمیم‌سازی» به مکتب سرمایه‌داری واگذار شده است/ اساس دموکراسی بر مبنای غوغاسالاری بنا شده است

نظامات دارای سه سطح «تصمیم‌گیری، تصمیم‌سازی و اجرا» هستند و در دموکراسی غربی، رأی مردم تنها در سطح «اجرا» می‌تواند تأثیرگذار باشد. این در حالی است که با ارتکاب دروغ‌های بزرگ ادعا می‌شود که مردم در کشورهای دموکراتیک، در تمامی امور جامعه حضور دارند و در همه ابعاد آن مشارکت می‌کنند.