درنگی در سخنان امام جمعه پردیسان قم
در نوجوانی _که در قم تحصیل میکردم_ هر هفته شبهای چهارشنبه، برای دعای توسل به جمکران میرفتیم تا آن امام نادیده ی مهربان را ببینیم. در ذهن کودکانه ی خود هزاران نقش از موعود مهربان میکشیدم. بارها و بارها از متصدیان و معلمان و روحانیان و عالمان میپرسیدم، امام زمان چه شکلی است؟ شکل رایجی که به ما نشان میدادند مرد عربی بود، اسب سوار، با شمشیری آخته و برکشیده از نیام، افزون بر آن، واعظان و منبریان و مداحان، چنان از قدرت شمشیرش سخن میگفتند، که روز ظهورش را روز خونین زمین میدانستند. امام زمان را چنین توصیف کردن، پیش از آن که از جاهلان برآید؛ از دشمنان مکاری بود که میخواستند، امام را شخصی خشمگین، اهل انتقام وکشتارگر نشان دهند. هیچکس امام زمان را به گل و کتاب و قلم و عقل به مردم نشان نداد. آیا نسل جوان به امام زمانی که عشق و محبت سرمایهاش باشد میگروند، یا آن که شمشیر، بنمایهی قدرتش؟
