برچسب حبیب دهقان نسب

از سرنوشت 1397

دو رفیق به اسم سهراب و هاشم که از دوران کودکی با هم در پرورشگاه بزرگ میشوند، از همان ابتدا آرزوی بزرگی را در سر می پرورانند که برای رسیدن به آن سختی های زیادی را متحمل میشوند، اما در نهایت به توکل به خدا و درایت خویش و مشورت و همکاری بزرگترها به آرزویشان رسیده و…

امام علی 1375

داستان این سریال از اواخر دورهٔ خلافت عثمان بن عفان شروع و تا پنج سال انتهایی و دوران خلافت و زندگی علی بن ابی‌طالب می‌پردازد.

الهه زیگورات 1382

دكتر بهرام نورآيين در پي از دست دادن همسر و فرزندش در حادثه ي يازدهم سپتامبر در نيويورك كه به دنبال عافيت گاهي به ايران بازمي گردد. او كه از شهر گريزان است به درمانگاهي كه كنار چغازنبيل واقع شده مي رود. او آن جا دختري نوجوان به نام اقليما را به عنوان پرستار استخدام مي كند و به تدريج رابطه اي صميمانه ميان آن ها شكل مي گيرد. دكتر نورآيين به تدريج پي مي برد كه در اطراف او حوادثي مشكوك در شرف وقوع است. يكي از اهالي بانفوذ آن منطقه به نام مختار كه در كار قاچاق زيرخاكي و اموال عقيقه است، جنازه هاي كساني را كه در درمانگاه مي ميرند به ترفندي مي خرد و با آغشته كردن آن با مواد دارويي خاصي آن ها را به جاي موميايي مي فروشد.او كه نمي تواند نظر مثبت دكتر نورآيين را در همكاري با خودش جلب كند، او را هر بار به شيوه اي تهديد مي كند. و نهايتاً با دزديدن اقليما مي خواهد به هدفش برسد. اقليما از چنگ آن ها مي گريزد، اما آدم هاي مختار پس از دستگيري اش او را مي كشند و تبديل به موميايي مي كنند. دكتر نورآيين كه در پي اقليما مي گردد نهايتاً با مختار درگير و كشته مي شود. مختار هم در مخفي گاهش، به دست يكي از آدم هايش به قتل مي رسد.

شب واقعه 1387

چهلمين روز بعد از آغاز جنگ تحميلي، درياقلي سوراني پس از آن كه خانواده اش را از شهر آبادان راهي مي كند، به اوراق فروشي خود در حاشيه بهمن شير برمي گردد و با ماجراهايي روبرو مي شود...

باشگاه سری 1377

فرمانده كشتي تجاري «ايران رشادت» پس از بارگيري در بندر فيليپين متوجه مي شود عوامل دشمن يك محموله مواد شيميايي را وارد كشتي كرده اند آن ها قصد دارند طي نقشه اي حساب شده خبرنگاران و دست اندركاران محيط زيست را در سنگاپور بر روي عرشه كشتي حاضر كنند تا با تبليغاتي دروغين خبر توليد و نگهداري سلاح هاي شيميايي كشتار جمعي توسط ايران را به جهان مخابره كنند. فرمانده و افرادش تصميم مي گيرند كه با نقشه ديگري با اين توطئه مقابله كنند.

عبور از تله 1372

اسماعيل و ليلا و چند نفر ديگر به يك جواهرفروشي در بازار اراك دستبرد مي زنند، اما با حضور مأموران جواهرها در موقع فرار سارقان به داخل يك چاه مي افتد كه به قنات شهر منتهي مي شود. اعضاي گروه براي دست يافتن به جواهرها سيد موسي، مقني قديمي شهر، را با تهديد و تطميع و گروگان گرفتن پسرش وادار به همكاري مي كنند. داوود، كه نگران بيماري پدرش است، و دوستش يدالله مشكلاتي براي سارقان فراهم مي كنند. با وارد شدن استوار جلالي و ساير مأموران پليس به ماجرا، سارقان دستگير و سيد موسي و داوود نجات مي يابند.

حماسه قهرمانان 1378

جمعه جمال زهي، با پايان يافتن تحصيلاتش در زمينه علوم ارتباطات و ماهواره هاي مخابراتي، با مدرك دكترا به ايران مي آيد تا در يك عمليات نفوذي در خاك عراق شركت كند. در بدو ورود به كشور، او به سيستان و بلوچستان مي رود تا همسرش صنم را ببيند و براي رفتن به مأموريت خطرناكش، از او و خانواده خود خداحافظي كند. جمعه به دليل محرمانه بودن مأموريت، به خانواده و همسرش درباره جزئيات امر حرفي نمي زند. او به پاكستان مي رود تا به ظاهر از سفارت آمريكا ويزا بگيرد؛ اما در هتل توسط نيروهاي عراقي دستگير مي شود و به عنوان اسير در عراق دعوت به همكاري مي شود. در حالي كه همه چيز طبق برنامه پيش مي رود، جمعه پس از اصرار نيروهاي عراقي به قصد تطميع به آنها جواب مثبت مي دهد. سفر جمعه به پاكستان و حضورش در سفارت آمريكا سبب مي شود اقوام و همسايه هاي خانواده او و صنم، جمعه را خائن بپندارند و از پدر و خواهر جمال بخواهند هرچه زودتر خانه خود را تخليه كنند. به پيشنهاد پدر جمعه، برادر صنم سهراب به سراغ فرمانده جمعه مي رود تا از او براي حل مشكل كمك بخواهد. فرمانده چند تن از افرادش را براي محافظت از خانواده جمعه مي فرستد و پس از تشريح مأموريت، از سهراب نيز براي همراهي گروه در عمليات دعوت مي كند. عمليات براي نجات جمعه كه پايگاه مهم موشكي دشمن را شناسايي كرده و نيز براي انهدام پايگاه آغاز مي شود و افراد خود را با لباس مبدل به پايگاه مي رسانند. جمعه كه به دليل مظنون شدن نيروهاي عراقي و آمريكايي به اعمال و رفتارش در پايگاه چند بار شكنجه شده تا لب به اعتراف بگشايد، با دشواري به نيروهاي خودي ملحق مي شود و عمليات انهدام پايگاه آغاز مي شود. نيروهاي عراقي به مقابله با اين حمله غافلگيرانه مي پردازند و يكي از آنها جمعه را نشانه مي رود. اما سهراب با فداكاري خود را سپر جمعه مي كند و هدف گلوله هاي متعدد دشمن قرار مي گيرد. عمليات با موفقيت به پايان مي رسد و اعضاي گروه بدون سهراب به خاك وطن بازمي گردند.

شرایط عینی 1366

مهندس انصاري سرپرستي كارهاي ساختماني يك سد را به عهده دارد. اعضاي يك گروه مسلح به او هشدار مي دهند كه از ادامه كار خودداري ورزد. انصاري كه اعتنايي به تهديدها ندارد دستگير و در زير زميني زنداني مي شود تا شايد همكاران او در جهادسازندگي از ادامه پروژه منصرف شوند و ساختمان سد را منهدم سازند. انصاري دو تن از اعضاي گروه مسلح را تخت تاثير قرار مي دهد و سرنخ هايي از همكاري آنها با يكي از فئودال هاي منطقه به دست مي آورد عاقبت طي عملياتي اعضاي گروه كشته و دستگير مي شوند.