برچسب حبیب تاجمیری

آزادی مشروط 1401

قصه سریال «آزادی مشروط» درباره سه زندانی است. آنها به‌‌دلیل جرمی که مرتکب شده‌اند، در زندان به‌سر می‌برند اما ورود کرونا باعث شده است آنها آزادی مشروط را تجربه نمایند و بتوانند با خدمت کردن، بخشی از دوره محکومیت خودشان را جبران کنند.

حکم تجدیدنظر 1399

آرش که به قتل نامزدش لیدا متهم شده و در زندان منتظر دادگاه است، معتقد است بی گناه است. در این میان مادر آرش به همراه دو نفر دیگر می کوشند با یافتن مدارکی، بی گناهی آرش را ثابت کنند و...

یاردا 1397

یاردا اسبی است که پسربچه‌ای به نام آشو آن را از شوهر خاله‌اش به امانت گرفته تا در مسابقه اسب‌سواری شرکت کند اما چند روز قبل از مسابقات، اسب گم می‌شود و ...

مندیر بارون 1398

شاهرخ جوانی که اصالتاً بختیاری است، ولی در تهران متولد و بزرگ شده. او فرزند یک رزمنده مفقود الاثر است. شاهرخ پس از اینکه در تهران گرفتار مشکلاتی می شود، تصمیم می گیرد به زادگاه پدری خود برگردد و به نوعی با بازگشت به اصل خویشتن، درمورد گذشته خانواده خود کنکاش می‌کند.

آنجا 1397

عزیز که دکتر میباشد به همراه همسرش(نگار) برای گذراندن دوران طرح خود به روستایی میروند. زن علاقه ای به ماندن در جای دورافتاده ندارد. علیمردان روستایی که با ماشین خود دکتر را به روستا میبرد تا فرهاد که پیرمردی در روستا میباشد را ملاقات کند. در راه ماشین علیمردان خراب میشود و مجبور میشوند از مسیر صعب العبوری گذر کنند. به سختی از مسیر عبور میکنند و به روستا میرسند. پس از معاینه فرهاد توسط دکتر، مشخص میشود که او برای درمان باید به شهر بروند. علیمردان به همراه سیاوش(مرد روستایی) با تراکتور به سمت ماشین میروند تا ماشین را تعمیر کنند تا به شهر بروند. از قضا زن علیمردان حامله است. وقتی با ماشین برمیگردند متوجه میشوند وقت زایمان زن علیمردان است. زن علیمردان را سوار ماشین میکنند ولی ماشین در راه داخل رودخانه گیر میکند. درد زایمان بالا گرفته و دکتر اعلام میکند مادر دیگر دوام نمیارد و باید بچه را نگه داشت. علیمردان این درد را باور نمیکند و پس از مرگ زنش دیوانه وار به سمت جنگل میرود. زن و مرد دکتر به تنهایی از آب عبور میکنند تا به شهر بروند

اسکی باز 1396

بز کوهي که به روستاه پناه آورده، قرار است قرباني يک رسم محلي شود و جولي پسربچه‌اي است که تا عصر، قبل از مسابقه اسکي، فرصت دارد او را نجات دهد.

وارونگی 1394

سهيل پس از چند سال بالاخره آدرس نيلوفر را پيدا کرده و به سراغش آمده است. رابطه آنها در گذشته ناکام مانده و اکنون دوباره در حال شکل گيري است.