روز خون 1403
این سریال درخصوص تلاش داعش برای حمله تروریستی و سوء استفاده گروههای خرابکار از فضای ناامن است که پیگیری و تلاش نیروهای امنیتی برای کشف معمای حادثه تلخ شاهچراغ را به تصویر میکشد.
این سریال درخصوص تلاش داعش برای حمله تروریستی و سوء استفاده گروههای خرابکار از فضای ناامن است که پیگیری و تلاش نیروهای امنیتی برای کشف معمای حادثه تلخ شاهچراغ را به تصویر میکشد.
داستان فیلم درباره پسری به نام"مجید" است که پدرش را از دست داده و مادرش را نیز در جریان مبارزات قبل از انقلاب از دست می دهد. "مجید" که دانش آموخته رشته پزشکی است گمان می کند که مادرش شهید شده و به همین دلیل عازم جبهه جنگ شده و ...
در این فیلم جوانی به نام سهراب که به طور اتفاقی طلای مادرش را گم میکند برای دلگرم کردنش به دنبال شغلی میگردد و مشغول به کار میشود. سهراب راننده آمبولانس حمل اجساد است و در اولین ماموریت به یکی از روستاها میرود که جسدی را برگرداند و در آنجا عاشق دختری میشود و ...
دختري به نام بلوط که در روستايي دور افتاده و در مسيري سنگلاخ درس مي خواند، با داشتن ناراحتي قلبي و شدت آن از درس خواندن محروم مي شود. معلمي از شهر، فرشته نجاتش مي شود و اتفاقي بزرگ در زندگي بلوط رقم مي خورد.
این فیلم روایت سال های ۱۳۵۷ و آن حال و هوا را دارد.
این سریال روایت زندگی «ناهید» (با بازی زیبا بروفه) و «هوشیار» (با بازی نیما فلاح) است که شرط ازدواج آنها، فروش خانه کلنگی پدر هوشیار است تا بتوانند با آن به زندگی خود سر و سامان بدهند، اما پدر هوشیار خانه را نمیفروشد، زیرا در این خانه در جستجوی گنجی است که اجداد وی از آن صحبت کردهاند. جستجوی گنج، خانواده هوشیار را به غاری باستانی و به دوره ی ساسانی میکشاند و...
رحیم (امیر جدیدی) خطاط و نقاشی مطلّقه است که به علت عدم پرداخت بدهیاش به بهرام (محسن تنابنده) به زندان افتادهاست. رحیم به مرخصی دو روزهای میآید. او پسری دارد که لکنت زبان دارد و با منشی کلینیک گفتاردرمانی او فرخنده (سحر گلدوست) در رابطه است.
فرخنده به رحیم میگوید که کیفی حاوی چند سکهٔ طلا پیدا کردهاست و با فروش آنها میتواند بدهی خود را به بهرام بدهد، اما رحیم میفهمد که پول سکهها کافی نیست و بهرام تمام طلبش را میخواهد، زیرا آن پول برای جهیزیهٔ دخترش بودهاست.
پس رحیم در سطح شهر اعلامیه پخش میکند تا صاحب کیف را پیدا کند. این کار رحیم، توجه تلویزیون و رسانههای مجازی را جلب میکند و مردم به رحیم لقب قهرمان را میدهند.
آغاز جنگ همراه ميشود با تولد دختر بچهاي که در هنگام فوت کردن کيک تولد بمب بر سرش ميبارد و پدر و مادر از دست ميدهد. او قلندر وار سر ميتراشد و هويت عوض ميکند اما تحمل مسايل جنگ زدگي از او خانمي ميسازد کامل ، بزرگ و ماندني.