برچسب حبیب الله پورسیفی

کوچک جنگلی 1368

مبارزهٔ میرزا کوچک خان در کنار دکتر حشمت، خالو قربان و دیگر یارانشان بر ضد دولت مرکزی مقارن است با جنگ جهانی دوم. لشکری از پایتخت برای در هم کوبیدن نهضت جنگلیان گسیل می شود و میرزا دستور عقب نشینی می دهد. گروهی از اعضای نهضت فرمان را با اکراه گردن می گذارند و از صحنهٔ نبرد عقب می نشیند؛ گروهی دیگر، از جمله دکتر حشمت و یارانش تسلیم و سپس اعدام می شوند. میرزا به همراه دو تن از یارانش به قصد مهاجرت به طرف مرز اتحاد شوروی حرکت می کند. یکی از همراهان میرزا دستگیر می شود، اما خود او جان سالم از مهلکه بدر می برد

بارون با بارون فرق داره 1388

«سعید» به دنبال یک سرقت با «تیمور» که او را اجیر کرده، درگیر میشود و ظاهراً او را می‌کشد . «ناصر» (دوست و دستیار سعید) به رغم راضی نبودن از کارهای او ، سعی می‌کند کمکش کند . سعید در حالی که صاحب آن شی با ارزش شده، به سربازی می‌رود و به دستیار خوبی برای سروان فخرآبادی تبدیل می‌شود . فخرآبادی به ماهیت سعید پی برده است و سعی می‌کند به او کمک کند . او نقشه‌ای می‌کشد تا از طریق سعید سارقی خطرناک و حرفه‌ای را دستگیر کند...

درخت چشمه 1388

پیرمردی راهی زیارت خانه خداست و برای کسب حلالیت از مردم روستای محل زندگی اش سفر کوتاهی را آغاز می کند ؛ اما بر خلاف انتظار در موقعیتی قرار می گیرد که خود او باید کسی را حلال کند. او در پذیرش این مهم سرسختی می کند و ...

در دنیای تو ساعت چند است 1393

گلي بعد از سالها از فرانسه به خانه مادري در شمال کشور برگشته است و حالا فرهاد از همکلاسي‌هاي او در دانشگاه که به او علاقمند بوده و در سالهاي گذشته به خانه مادر او سر مي زده ، سراغ او آمده و خاطرات گذشته را براي او زنده مي کند.

احتمال باران اسیدی 1393

داستان درباره مرد سالخورده‌اي بنام منفرد است كه سالهاست تنها زندگي مي‌كند و بازنشسته است. او به شدت با تنهايي و روزمرگي خود در كشمكش است و تلاشش براي بازگشت به شغل سابقش فايده اي ندارد تا اينكه روزي تصميم مي‌گيرد به شهر بيايد و دوست قديمي خود را كه حدود 30سال است او را نديده پيدا كند. منفرد در يك هتل اقامت مي‌كند و در آنجا با يك دختر آشنا مي شود و اين ارتباط در ادامه منجر به يك دوستي جديد و استحاله منفرد در نگاه به زندگي مي شود.