روایت متفاوت جهان برای نوجوان
در روزگاری که سیل اطلاعات از هر سو به مخاطب میتازد و روایتهای رسمی و غیررسمی چنان در هم تنیده شده که تشخیص حقیقت را دشوار ساخته، گاهی یک پرسش ساده، اما بنیادین میتواند مسیر فکر را دگرگون کند.
در روزگاری که سیل اطلاعات از هر سو به مخاطب میتازد و روایتهای رسمی و غیررسمی چنان در هم تنیده شده که تشخیص حقیقت را دشوار ساخته، گاهی یک پرسش ساده، اما بنیادین میتواند مسیر فکر را دگرگون کند.
جنگ رمضان و پاسخهای متقابل ایران و اسرائیل، یکی از مقاطع تلخ و پیچیده تاریخ معاصر ایران بود. شبی که آسمان تهران و اصفهان و چندین شهر دیگر به جای ستاره، از درخشش موشکهای دشمن روشن شد و مردم عادی که در کوچه و خیابان و خانه و کارگاه خود مشغول زندگی روزمره بودند، ناگهان خود را در میان آتش و دود و وحشت یافتند.
سینمای ایران همواره بستری برای روایت تنوع فرهنگی و اقلیمی این سرزمین کهن فراهم کرده است؛ جایی که فیلمسازان با تصویر کردن اقوام مختلف ایرانی، نهتنها به آثار خود غنای بصری میبخشند، بلکه پلی برای همدلی و درک متقابل میان مردمان این مرز و بوم میسازند. در این میان، فیلمسازانی که به مناطق مرزی و کمتر دیدهشده میپردازند، فراتر از انتخاب یک ژانر، رسالتی فرهنگی و اجتماعی را دنبال میکنند.
در میان شخصیتهای پرشمار تاریخ ایران، برخی نامها آنچنان در غبار فراموشی پنهان ماندهاند که گویی هرگز وجود نداشتهاند. نمایش آزرمیدخت با همین دغدغه شکل گرفته است؛ روایتی نمایشی از زندگی دختر خسروپرویز، آخرین پادشاه مقتدر ساسانی، که در روزهای پرآشوب پایان آن امپراتوری، برای مدتی کوتاه بر تخت سلطنت نشست.
جنگ رمضان با تحمیل چهل روز تعطیلی اجباری به مراکز آموزشی استان اصفهان، شکاف عمیقی در فرایند یادگیری دانشآموزان ایجاد کرد.