برچسب حامد کیازال

سه پنج دو 1390

حشمت سوری که از فوتبال متنفر است بعد از فوت عمویش تمام اموال او بهش می رسد،او با مشورت پسرش برای پول در آوردن یک تیم فوتبال(آذرخش)می خرد و مدیرعامل باشگاه می شود و پسرش را سرپرست باشگاه می کند،او با حقّه های دربندی مشاورش و دلال فوتبالی بیشتر ثروت بادآورده اش را از دست می دهد و دخترش با سیاوش رستمی و پسرش با شایسته دختر دربندی ازدواج می‌کنند.سیروس با گول زدن فرخ (برادر زن حشمت)دسته چک حشمت را می دزدد،و می خواهد به امارات برود و آنجا کار کند،ولی دوستش دست و پای او را می بندد و چک را به بانک میبرد تا نقدش کند،ولی سیاوش و پیام سر می رسند و او را تحویل پلیس می دهند،حشمت باشگاه را تحویل رحمانی (رئیس هیئت مدیره) باشگاه می دهد و یک میوه فروشی به اسم سه پنج دو می زند.

سنجاقک های برکه سبز 1389

پسربچه اي به نام لطيف كه در خيابان هاي تهران گل فروشي مي كند تصميم مي گيرد براي يافتن خانواده خود به شمال كشور برود و در اين مسير دختري جوان نيز با او همراه مي شود.

بچگیتو فراموش نکن 1390

داستان «بچگیتو فراموش نکن» درباره ارتباط متقابل کودکان و بزرگترها و آرزوهای آنهاست. کودکان می‌خواهند بزرگ شوند و بزرگتر‌ها دلشان می‌خواهد کودک باشند، ولی گاهی آرزوها در صورت تحقق با مشکلاتی همراهند... .

آدم آهنی 1391

روايت پسر بچه اي است که تحت تاثير يک بازي رايانه اي خشن قرار مي گيرد و رفتار هاي وي بر اساس تأثيرپذيري از اين بازي تغيير مي کند و اين تغيير رفتار براي اين کودک و خانواده او اتفاقاتي را رقم مي زند.