شهر بازی (کوتاه) 1400
پیرمرد با دوستانش در مهمانخانه کار می کند. دخترش بعد از حدود 25 سال زندگی در آلمان به ملاقات او می آید. پیرمرد و دوستانش در حال برنامه ریزی برای این ملاقات هستند…
مَرد و مریم برای یافتن گمشده شان همراه با سه جامانده از یک گروه سیرک، وارد سفری پر ماجرا در جاده ها می شوند ...
در یک زمستان سرد و در هوای مهآلود یک روستای کوهستانی، دو قمارباز یک قمارباز پیر را بیهوش میکنند و به کلبه دورافتادهاش میبرند. حالا هر سه بر سر زندگیشان قمار میکنند.