کیمیا و خاک 1387
«کیمیا و خاک» فضای ملتهب آبان سال 1357 سرنوشت 5 گروهی را که میخواهند با آخرین پرواز از ایران خارج شوند را روایت میکند. در این میان یکی از مأموران اصلی ساواک در پی یافتن مدرکی است که هویت مخالفان را فاش میسازد.
«کیمیا و خاک» فضای ملتهب آبان سال 1357 سرنوشت 5 گروهی را که میخواهند با آخرین پرواز از ایران خارج شوند را روایت میکند. در این میان یکی از مأموران اصلی ساواک در پی یافتن مدرکی است که هویت مخالفان را فاش میسازد.
«سد معبر» روایت قاسم (حامد بهداد) کارمند پیمانکاری شهرداری است که بهشدت سعی دارد پیشرفت کند و از زد و بند با دستفروشان گرفته تا نقشه برای ارثیه همسرش وانمیگذارد و همه رؤیایش خرید یک ماشین سنگین است.
چكامه چماني كه همسر و فرزندش را در تصادف اتومبيل از دست داده و وكيل خانواده راننده خاطي به او براي دادن رضايت فشار و مزاحمت وارد مي كند، با مرد تازه از زندان آزاد شده اي به نام نجات شكوندي آشنا مي شود. نجات براي چكامه تعريف مي كند كه زماني به دليل مسائل مالي برادران همسرش ترنج (برادران چاوشي) در حبس بوده و با پولي كه ترنج با مايه گذاشتن از شرافت خود فراهم مي كند آزاد مي شود. ترنج وقتي مي فهمد نجات پي به ماهيت كارش برده خودكشي مي كند و نجات اين بار به اتهام قتل ترنج به زندان مي افتد اما پس از پنج سال تبرئه و آزاد مي شود. حالا خانواده نجات براي اين كه او همسر نانجيبش را نكشته طردش كرده اند و برادران چاوشي هم براي مرگ ترنج در پي كشتن اش هستند. چكامه در ازاي فرستادن نوار كاست توضيحات نجات درباره مرگ ترنج براي چاوشي ها، از نجات مي خواهد خواهر معتادش لبخند را كه در سانحه اتومبيل كنار شوهرش بوده بكشد. نجات در ابتدا ترديد نشان مي دهد ولي پس از ملاقاتي مجدد با لبخند، از او مي شنود كه اين چكامه بوده كه با ازدواج با مرد محبوبش، او را به اعتياد سوق داده و اوست كه بايد كشته شود، اما نجات هر دو خواهر را ترك مي كند. چكامه در حالي كه پالتوي نجات را پوشيده با چاوشي ها مقابل سينمايي سوخته قرار مي گذارد و آنجا را محل استقرار نجات معرفي مي كند. چاوشي ها به تصور اينكه او نجات است با چاقو زخمي اش مي كنند. نجات متوجه ماجرا مي شود و خود را به چكامه مي رساند. چكامه در حال مرگ به نجات اعتراف مي كند كه اصلاً خواهري ندارد و خودش مقابل او نقش لبخند را ايفا كرده و در واقع مي خواسته خودش كشته شود تا ديگر درد فقدان شوهر و پسرش را حس نكند.
نگار (لیندا کیانی)، نامزد اصلان (جواد عزتی)، که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند بدون اجازه او و غیرقانونی به خارج از کشور سفر میکند. اصلان به دنبال راهی برای رفتن به اروپا است تا بتواند نامزدش را برگرداند و برای گرفتن ویزای یک کشور اروپایی کارهای عجیبی انجام میدهد.
«چهارانگشت» داستان مردی متصل به بدنه حاکمیت به نام احد فاتحی است که به کمک مدیر برنامه خود نادر ایستاده به بهانه سفر به مکه راهی کامبوج تایلند شده و در آنجا درگیر مشکلاتی می شود.
ایستاده (با بازی جواد عزتی) به کمک احد فاتحی (با بازی امیر جعفری) میآید، تا با گرفتن مراسمی او را برای رفتن به سفر مکه همراهی کند، اما در واقع میخواهند به بهانه سفر زیارتی به تایلند بروند تا مشکل احد را حل کند و در آنجا مشکلاتی برایشان به وجود میآید…
بازیگر فیلم سینمایی «فرشتهها با هم میآیند» از تجربه حضور در این فیلم و همکاری با حامد محمدی به نیکی یاد کرد.
تهیهکننده فیلم سینمایی «فرشتهها با هم میآیند» تاکید کرد فیلمساز نباید جامعه را ناامید کند.
اجرای طرح بلیت نیمبها برای نمایش فیلمها در سانسهای صبح همچنان ادامه مییابد.