برچسب حامد محمدیان

شکاف 1393

سارا براي معاينه به دكتر مراجعه مي كند و متوجه مي شود كه توده اي خطرناك در رحم خود دارد و تنها راه درمانش بارداري است. از سوي ديگر فرهاد و نسيم كه دوستان سارا و همسرش هستند از هم جدا مي شوند . ايليا پسر فرهاد و نسيم است كه به دليل مشغله پدر چند روزي به استخر محل كار پيمان مي رود و پيمان متوجه مي شود كه او مشكل ريه دارد و به فرهاد هشدار مي دهد و او هم سهل انگاري مي كند .ايليا يك روز در حالي كه حواس پيمان نيست ، وارد قسمت عميق شده و آب داخل ريه هاي او مي رود و عفونت مي كند تا جايي كه به كما مي رود. اين حادثه زندگي پيمان و سارا را كه خود در چالش براي بچه دار شدن هستند را تحت تاثير قرار مي دهد و در نهايت با كشمكش هاي ميان آنها تنها قرباني اين غفلت ها و بي توجهي‌ها، ايليا است.

هشتگ 1395

ماجرا این است دو زن که پسرهایشان هم مدرسه ایی هستند بهم حسودی می‌کنند متوجه می‌شوند وضع تحصیلی پسرهایشان اصلاً خوب نیست تا اینکه همکلاسی آنها به نام حمید رضا نامی به آقای توسلی مدیر مدرسه پیشنهادی میدهد و آنها فکر می‌کنند پسر دیگری باهوش است که...

بمب یک عاشقانه 1396

فیلم بمب یک عاشقانه روایت گر زندگی زوجی (پیمان معادی و لیلا حاتمی) است که مشکلاتی در زندگی زناشویی خود دارند و آن مشکلات تا حدی هستند که زوج قصه ما در حتی هنگام بمباران به زیرزمین مجتمع مسکونی شان پناه نمی برند و فقط در اتاق هایی جداگانه به سر می برند تا بمباران تمام شود و از طرفی دیگر بیان گر عشقی میان دختر و پسر نوجوانی به نام سعید و سمانه است که در هنگام بمب باران تهران و در زمان پناه گیری خانواده ها در زیر زمین در زیرزمین با هم آشنا می شوند.

قانون مورفی 1397

بنا به اتفاقاتی فرخ (امیر جدیدی) از اداره پلیس اخراج می‌شود و مجبور است با مشکلاتی همانند جهیزیه خواهرش و مهریه زنش دست و پنجه نرم کند. در همین کشمکش‌های زندگی دوستش بهمن (امیر جعفری) که قبلاً همکارش بوده و فردی پول‌دار است دخترش ربوده می‌شود...

پشت دیوار سکوت 1395

یک پزشک زن از شیفت شب و کار در بیمارستان خسته شده است و از رئیسش می‌خواهد که با انتقالی او موافقت کند. رئیس او را به موسسه مردم‌نهاد یا همان ان.جی.او یی منتقل می‌کند که کارشان با مبتلایان به ایدز است؛ و به‌واسطه رابطه پزشک جوان با بیماران به لایه‌های درونی زندگی آن‌ها و داستان‌های جورواجورشان وارد می‌شویم ضمن اینکه در کنار این، درگیر زندگی خود دختر هم می‌شویم. او رابطه‌ای خیالی با پدرش دارد که در زمان جنگ به شهادت رسیده است و مادرش هم به انتخاب خودش در آسایشگاه سالمندان زندگی می‌کند.

خانه کاغذی 1395

درباره پدر و دختر روزنامه‌نگاري است که همپاي هم کار مي‌کنند و هيچ‌کدام به خاطر ديگري ازدواج نکرده‌اند. دختر در يک نشريه کار مي‌‌کند و پدر هم بعد از مدتي دوباره دست به قلم مي‌شود.