برچسب حامد علیزاده

خون بها 1398

داستان درباره دختری به نام نرگس است که به عنوان کارآموز در هلال احمر آموزش می بیند. مربی او پسری است به نام سجاد که طی این دوره نسبت به نرگس علاقمند شده است. سجاد از نرگس تقاضای ازدواج می کند. نرگس هم به او می گوید باید در این رابطه با پدرش صحبت کند و آدرس محل کار پدرش را به او می دهد. پدر نرگس در یک مرکز پرورش ماهی کار می کند. سجاد هم به دیدن پدر نرگس می رود و از پدر نرگس جواب رد می شنود. سجاد موصوع ازدواجش را با خانواده اش در میان می گذارد. خانواده سجاد با این ازدواج مخالفت می کنند. چرا که نرگس را در حد و اندازه پسرشان را نمی بینند. آنها در شهر زندگی می کردند و خانواده نرگس در روستا زندگی می کنند. هر دو خانواده با این ازدواج مخالف هستند. سجاد هم با دلی پر به امامزاده می رود و راز و نیاز می کند….

موچین 1399

فرزاد وسیما با یکدیگر نامزد هستند اما پدر سیما شرط گذاشته که حتما باید اول مینا ازدواج کند و فرزین به فرزاد می‌گوید که من از خود گذشتگی می‌کنم و از مینا خواستگاری میکنم صحبت گلی که از قدیم عاشق عمه فرزاد و فرزین بوده با ورود عمه شرایط تغییر می‌کند ….

تگرگ و آفتاب 1393

این فیلم داستان جوان خوشنامی بنام یحیی است که با داشتن صفت‌های مثبت در پی خیر رساندن به مردم است. او که با وصیت استاد سابقش وکیل و امین خانواده او شده، قرار است خانه به ناحق گرفته شده او را باز پس بگیرد و البته با تلاش این جوان آن وصیت عملی می‌شود.

در این میان یحیی دلباخته گلی، دختر حاج مرتضی مرحوم می‌شود و از آنجا که قیم آنهاست خود را از این وسوسه کنار کشیده و دوباره به جبهه برمی‌گردد و همان‌طور که انتظار می‌رود شهید می‌شود.