سکه های شانس 1387
فيلم داستان دو برادر دوقلو را كه يكی آرام و ديگری شرور است، روايت میكند. شرارت برادر شرور باعث ايجاد ماجراهايی میشود.
فيلم داستان دو برادر دوقلو را كه يكی آرام و ديگری شرور است، روايت میكند. شرارت برادر شرور باعث ايجاد ماجراهايی میشود.
افشین که تازه از زندان آزاد شده متوجه می شود صاحبخانه آنها را جواب کرده و همسرش سودابه قصد ترک او را دارد. او تصمیم می گیرد به هر قیمتی سودابه را از این کار منصرف کند و…
داستان این سریال درباره مصطفی، نخبه داروسازی است که در آستانه ازدواج ناگهان براساس شواهدی احساس میکند همسر مرحومش که سه سال پیش در دریا غرق شده، زنده است. مصطفی در جستجوی این راز با داستان های تو در تویی مواجه می شود.
پسر بچه ای که از پول پدر و مادرش بر می دارد و خرج می کند و وقتی پدر و مادر به آن پول احتیاج دارند پسر به تکاپو می افتد که پول را تهیه کند وسر جایش بگذارد.
غلامحسینخان و زینتالملوک دختر عمو و پسرعمویی هستند که از دوران جوانی بر اثر یک سوتفاهم به خواستگاری هم جواب منفی دادهاند. علیرغم این مسائل به دلیل عشق فیمابین تاکنون به هم وفادار مانده و سرآغاز ورود ماجراهایی میشود…
شهاب کیانفر، کارخانهاش در شرف ورشکستگی قرار دارد؛ با این حال تلاش میکند تا با رقابت با پدرخانم متمولش (هرمز)، زندگی پر تجملی را برای همسرش تدارک دیده و با قرض و نزول کردن پول، کارخانهاش را نجات دهد. با وخیمتر شدن اوضاع مالی شهاب، او تصمیم میگیرد تا با طرح یک نقشه و کمک گرفتن از همسر شخصی که پرستاری فرزندش (مانی) را به عهده دارد و به تازگی از زندان آزاد شدهاست، مشکلاتش را حل نماید ان فرد مانی را با یک تبهکار دیگر میدزدند و ان فرد تبهکار پیمان است ومانی را اذیت میکند و از پدرش پول برای آزادی اول میگیرند و...
احمد مرادي كه حدود 40 سال پيش به دليل عدم موفقيت در خواستگاري از دختري به نام «اختر» به فرانسه مهاجرت كرده، اينك بنا به توصيه پزشكان معالج خود به ايران بازمي گردد و همزمان به جست و جوي دوستان و آشنايان مي پردازد در حين اين جست و جو «اختر» را درمي يابد، اما...
ترکیبی از سینمای واقعگرا و انیمیشن در فضایی فانتزی که داستان جستجوی دو پسر بچه را نشان میدهد. سینا که به دلیل جنگ با آدمهای بد و آسیب دیدن به بیمارستان رفته، با پسری به نام سپهر آشنا میشود. پیرمردی مشکوک به نام بیوک (رضا شفیعی جم) در بیمارستان است که قوطی اسرارآمیزی دارد. سینا و سپهر که نسبت به قوطی کنجکاو هستند، آن را میدزدند و در اتاق دختری غمگین و بیمار به نام ریحانه پنهان میشوند. خاله رؤیا (ترانه علیدوستی) پزشک بیمارستان قصهای دربارهی سنگ سیاهی برای آنان تعریف میکند که زیر درختی دفن است و بیماران را شفا میدهد. سینا و سپهر سنگ سیاهی را در اتاق بیوک پیدا میکنند و با دفن آن زیر درخت، برای ریحانه دعا میکنند. با جادوی سنگ سیاه آنان وارد دنیایی خیالی میشوند.