برچسب حامد حسینی

عهدشکنی 1388

"عهد شکنی" داستان پسری 27 ساله (امیر) را روایت می کند که پس از آزادی از زندان، دوست پدرش (حاج تقی) به او کمک می کند و پس از توبه و زیارت امام رضا(ع) به آغوش خانواده برمی گردد و با دختر حاج تقی دوست پدرش ازدواج می کند... .

شیش ماهه 1404

شاهین، تنها فرزند یک خانواده، با بیماری سخت و لاعلاجی دست‌وپنجه نرم می‌کند و پزشکان تنها شش ماه برای ادامه زندگی او پیش‌بینی کرده‌اند. اعضای خانواده می‌کوشند این زمان محدود را به بهترین شکل ممکن سپری کنند و روزهای باقی‌مانده را به خاطره‌ای ارزشمند و ماندگار تبدیل کنند.

گردن زنی 1403

سریال گردن زنی، داستان سرنوشت باران و نیما در شب عروسی‌شان است که با آزادی خلافکار سابقه‌داری به نام شاهرخ تغییر کرده و سبب فاش شدن رازهای خانوادگی بسیار زیادی پیرامون آنها و تک تک افراد خانواده‌هایشان می‌شود.

تا افطار چیزی نمانده 1389

فیلم «تا افطار چیزی نمانده» داستان فردی به نام «اسدی» است که در پی تصادفی که منجر به مرگ طرف مقابل شده به زندان می افتد. شخصی به نام «مستوفی» با پرداخت دیه او را از زندان آزاد می‌کند. «پری» که با عجله به پیشواز پدرش می رفت با پسر مستوفی تصادف کرده و دچار مرگ مغزی می شود.

روزی روزگاری مریخ 1400

ناصر به خسرو خاردار بدهکار است و خسرو پول خود را از او طلب میکند. ناصر به او قول میدهد که در یک مسابقه شرط بندی فوتبال شرکت کرده و بعد از برنده شدن پول او را میدهد. برای شرکت در شرط بندی طلا و ماشین همسر خود مهگل را میفروشد تا در شرط بندی شرکت کند. اما در شرط بندی میبازد. بعد از باخت هم از خسرو خاردار فراری میشود و هم از مهگل....

خواستن 1385

«ستاره» دختری فقیر است که با مادرش زندگی می کند. او هم درس می خواند، هم کار می کند تا مادر پیرش بیش از حد توانش کار نکند. اما درست روزی که متوجه می شود دانشگاه قبول شده، اتفاقی ناگوار زندگی او و مادرش را به هم می ریزد.

وقتی پروانه شدم 1395

مصطفی مردی است که معتاد میباشد و کار خود را از دست داده است. مصطفی از پسرش کسری برای جابه جا کردن مواد استفاده میکند. روزی زن مصطفی این موضوع را متوجه میشود و با شوهرش مصطفی درگیر میشود و مصطفی از پله پرت میشود و ضربه ای که به سرش میخورد جان خود را از دست میدهد.