برچسب حامد اوتادی

نبودن 1399

روزبه برای تحقیق درباره گذشته پدر کمونیست خود در چک اسلواکی سابق به پراگ می رود. وقتی قدم به آپارتمانی می گذارد که پدرش پنجاه سال پیش در آن زندگی می کرد، درگیر تحقیقات پلیس درباره حادثه اخیر در آن آپارتمان می شود.

سه کام حبس 1398

فیلم داستان زنی را روایت می‌کند که شوهرش را بسیار دوست دارد اما پس از مدتی متوجه رفتارهای عجیب شوهرش می‌شود و…

خائن کشی 1399

داستان فیلم در مورد گروهی است که می‌خواهند ازبانک ملی دزدی کنند. مهدی، شاهرخ، گیو، اطلس و دیگرانی دزدان ظاهری بانک هستند. اما این پول را برای قرضه ملی دکتر مصدق می خواهند. دکتر مصدق بر سر این مسئله اصرار می‌ورزد که نفت ایران باید ملی شود. از سویی سرکرده‌ی این گروه دلباخته زنی است اما در درگیری‌هایی که در جلوی بانک با پلیس بالا میگیرد او تیر میخورد و باقی فرار می‌کنند و … در این فیلم قسمتی از زندگی مهدی بلیغ سارق و کلاهبردار ایرانی به تصویر کشیده می‌شود و همچنین گذری هم به ماجرای ملی شدن نفت و ماجراهای آن می‌زند.

بی مادر 1400

امیر علی و مرجان زن و شوهری هستند که هر دو طبابت می‌کنند، مرد روانکاو است و زن دکتر زنان زایمان یک بیمارستان. آنها برای بچه دار شدن از دختر جوانی به اسم مهروز کمک می‌گیرند که بچه‌ای پنج شش ساله دارد و این بچه در معرض عمل جراحی کلیه باید قرار گیرد. مرجان قول هزینه جراحی این پسربچه به نام عرفان را می‌دهد و مهروز تن به این کار می‌دهد و داستان زندگی این سه نفر به همدیگر کره می‌خورد.

شادروان 1400

شادروان به دردسرهای یک خانواده پس از فوت ناگهانی پدرشان می‌پردازد. خانواده آنها که در حاشیه شهر زندگی می‌کنند درآمدی جز فروش سبزی ندارند و حالا با درگذشت پدرشان ماجراهای تازه‌ای برایشان به وجود می‌آید.

سه پنج دو 1390

حشمت سوری که از فوتبال متنفر است بعد از فوت عمویش تمام اموال او بهش می رسد،او با مشورت پسرش برای پول در آوردن یک تیم فوتبال(آذرخش)می خرد و مدیرعامل باشگاه می شود و پسرش را سرپرست باشگاه می کند،او با حقّه های دربندی مشاورش و دلال فوتبالی بیشتر ثروت بادآورده اش را از دست می دهد و دخترش با سیاوش رستمی و پسرش با شایسته دختر دربندی ازدواج می‌کنند.سیروس با گول زدن فرخ (برادر زن حشمت)دسته چک حشمت را می دزدد،و می خواهد به امارات برود و آنجا کار کند،ولی دوستش دست و پای او را می بندد و چک را به بانک میبرد تا نقدش کند،ولی سیاوش و پیام سر می رسند و او را تحویل پلیس می دهند،حشمت باشگاه را تحویل رحمانی (رئیس هیئت مدیره) باشگاه می دهد و یک میوه فروشی به اسم سه پنج دو می زند.