برچسب حامد آزادی

مستانه 1393

داستان فیلم درمورد یک سوپر استار زن ایرانی است که یک تنه زندگی خود و خواهرش را که اخیرا پدر و مادرشان را از دست داده اند مدیریت می کند و همه فکرش رسیدگی به اوضاع خواهرش است که پس از فوت والدین دچار افسردگی خفیف شده، از طرفی مستانه به امور خیر مانند یتیم خانه ها و ...می پردازد.ماجرا از جایی آغاز می شود که خسرو(استاد پیانوی خواهر مستانه) در یکی از جلسات که خواهر مستانه در ترافیک مانده بود و او با مستانه تنها بود هیجان عجیبی گرفت و به زور به مستانه تجاوز کرد و مستانه تصمیم گرفت تا از او شکایت نماید و در این راه ملالتهای زیادی دریافت نمود ولی به راه خود ادامه داد.

وقتی همه خوابیم 1387

چكامه چماني كه همسر و فرزندش را در تصادف اتومبيل از دست داده و وكيل خانواده راننده خاطي به او براي دادن رضايت فشار و مزاحمت وارد مي كند، با مرد تازه از زندان آزاد شده اي به نام نجات شكوندي آشنا مي شود. نجات براي چكامه تعريف مي كند كه زماني به دليل مسائل مالي برادران همسرش ترنج (برادران چاوشي) در حبس بوده و با پولي كه ترنج با مايه گذاشتن از شرافت خود فراهم مي كند آزاد مي شود. ترنج وقتي مي فهمد نجات پي به ماهيت كارش برده خودكشي مي كند و نجات اين بار به اتهام قتل ترنج به زندان مي افتد اما پس از پنج سال تبرئه و آزاد مي شود. حالا خانواده نجات براي اين كه او همسر نانجيبش را نكشته طردش كرده اند و برادران چاوشي هم براي مرگ ترنج در پي كشتن اش هستند. چكامه در ازاي فرستادن نوار كاست توضيحات نجات درباره مرگ ترنج براي چاوشي ها، از نجات مي خواهد خواهر معتادش لبخند را كه در سانحه اتومبيل كنار شوهرش بوده بكشد. نجات در ابتدا ترديد نشان مي دهد ولي پس از ملاقاتي مجدد با لبخند، از او مي شنود كه اين چكامه بوده كه با ازدواج با مرد محبوبش، او را به اعتياد سوق داده و اوست كه بايد كشته شود، اما نجات هر دو خواهر را ترك مي كند. چكامه در حالي كه پالتوي نجات را پوشيده با چاوشي ها مقابل سينمايي سوخته قرار مي گذارد و آنجا را محل استقرار نجات معرفي مي كند. چاوشي ها به تصور اينكه او نجات است با چاقو زخمي اش مي كنند. نجات متوجه ماجرا مي شود و خود را به چكامه مي رساند. چكامه در حال مرگ به نجات اعتراف مي كند كه اصلاً خواهري ندارد و خودش مقابل او نقش لبخند را ايفا كرده و در واقع مي خواسته خودش كشته شود تا ديگر درد فقدان شوهر و پسرش را حس نكند.

شماره 17 سهیلا 1395

فیلم «شماره 17، سهیلا» قصه زنی است که در آستانه چهل‌سالگی قرار دارد و دکتر به او هشدار داده که اگر زودتر ازدواج نکند احتمال بچه‌دار شدنش به صفر می‌رسد.

جهان با من برقص 1397

دوستان جهانگیر (جهان)، به دعوت برادرش بهمن و برای تولد او، که احتمالاً آخرین تولدش باشد، دور هم جمع شده‌اند. این موقعیت موجب می‌شود آن‌ها خود و روابطشان را مرور کرده و درباره زندگی و خودشان (خصوصاً جهانگیر) فکر کنند.

آبنبات چوبی 1394

مارال (با بازی هنگامه حمیدزاده) قصد دارد با دوست پسرش مهرداد (با بازی میلاد کی‌مرام)، به خارج از کشور برود. خانواده مارال تفکری سنتی دارند و برادرش مرتضی (با بازی کریم امینی) هم که فردی خشن هست با او در تعارض است. این موضوع باعث می‌شود که مارال از خانه فرار کند. مرتضی در همین زمان به کمک داماد خانواده فرهاد (با بازی رضا عطاران) که شوهر دختر خاله اوست، در تلاش پیدا کردن مارال هستند. آنها نخست به سراغ همکلاسی قدیمی وی و سپس به سراغ مهرداد می‌روند و متوجه می‌شوند مهرداد از چهار سال گذشته از مارال بی‌خبر است. در همین زمان مارال وقتش را با دوست خیابانیش نگین (با بازی سحر قریشی) سپری می‌کند که و با او به پارتی‌های شبانه می‌رود. در این بین مارال و نگین ناپدید می‌شوند. مرتضی از طریق مادر نگین (با بازی شقایق فراهانی) به مرگ او پی می‌برد. در همین زمان پیامکی به مرتضی ارسال می‌شود که گویا شخصی از مارال خبر دارد. او این پیام را به فرهاد نشان می‌دهد و سپس تنهایی به محل قرار می‌رود. در آنجا نگین سوار ماشین می‌شود و مرتضی می‌فهمد که مرگ نگین صحنه سازی خود او بوده. نگین به مرتضی می‌گوید که مارال به قتل رسیده‌است. در آخر مشخص می‌شود مارال که با فرهاد رابطه پنهان داشته، از او باردار شده و توسط او به قتل می‌رسد. نگین به فرهاد می‌گوید اگر پولی به قیمت خون مارال به او ندهد، او را با فیلمی که از صحنه قتل مارال گرفته به پلیس لو می‌دهد. فرهاد پول را می‌دهد، زمانی که نگین خارج می‌شود، مرتضی، مادرش و مریم (زن فرهاد) به خانه فرهاد می‌روند و او را می‌کشند.

حریم شخصی 1395

فرهاد و دریا که زن و شوهر هستند در شب مهمانی دوستانه بنا به دلایلی باهم بحثشان می شود و این ماجرا به مرگ ناگهانی دریا ختم می شود و...

لس آنجلس تهران 1397

ژوبین باید از لس آنجلس به تهران سفر کند تا مادربزرگش را ببیند. ولی او تا حالا ایران نبوده است. او در سفر با شخصی به نام ژان آشنا می شود. ژوبین و ژان به خانه مادربزرگ ژوبین می روند. ژوبین در فردا آن روز با آیدا ملاقات می کند. ژان می گوید که داماد ژیان است و دنبال بسته از پدرزن خود می گردد. ژوبین، آیدا و ژان به دنبال آن می گردند ولی چیزی پیدا نمی‌کنند. در آن خانه تابلوهای زیادی بود. آنها تصمیم فروش تابلو های نقاشی می گیرند. ژان در گالری عاشق لیندا می شود. لیندا یک تابلو را برای خرید انتخاب می کند. ولی آن تابلو ارث ژیان است. ژان مجبور می شود هویت اصلی خود ار فاش کند. او می کوید که من بهروز ژیان، پسر ژیان هستم. آیدا و بهروز (ژان) تصمیم به دزدی تابلو می گیرند. ولی ...

کلوپ همسران 1397

فيلم داستان سه مرد است که در اجتماع از موقعيت عالي و قدرت و اقتدار برخوردار بوده ولي در منزل از همسران خود بشدت حساب مي برند تا اينکه روزي گير کردن اين سه مرد در آسانسور با يک خانم غريبه سرآغاز فرار از دست همسران خود مي شود که به کمک يک گروگان گير به جزيره کيش پناه مي برند و ...