صف اول به قاعده بلند میشوند و برخی نیمخیز تا بدرقه کنند اصغرزاده را به بالا! آقای دبیر روی سن، زیر همان پارچههای رنگیِ سمتِ راست ایستاده و به آنی عکسِ شریعتی را برمیدارد و عکسِ میم.خا! را میگذارد به جایش. چهقدر هم که کسی نفهمید!
دانشجو و نویسنده جوان خراسان شمالی گفت: سیل جمعیت با پای برهنه از میدان به سمت خودروی رهبر در حال دویدن هستند، راه بند میآید و از این به بعد خودرو آرام آرام به پیش میرود، پشت سر جمعیت ساعت مچی و کفش است که از صاحبانشان جدا شده و بر کف خیابان افتاده است.
جوانان زمزمه میکنند «اي پسر فاطمه/ منتظر تو هستیم»، تكان خوردن پرده كافيست تا چند نفرِ روبهروي جايگاه بلند شوند و پشت سر آنها تمام ۷-۸ هزار جوان مصلا هم بايستند.
مشورت های تلفنی و نیز تخمین زدن سن های جوانان برای دادن اولین رای، در میان مادران و پدران حاصر در شعبه رای گیری در مسجد النبی میدان هفت حوض تهران ادامه دارد.
هشتمین جشن انجمن منتقدان و نویسندگان در حالی برگزار شد که «علی عباسی» به عنوان یکی از تهیهکنندگان سالهای دور سینما، از آتشی که با کناره گرفتن از سینمای ایران در دلش افتاده، سخن گفت و خیلیها را تحت تاثیر قرار داد.
یک دفعه آقا وسط صحبتهایشان خطاب به دانشجویانی که برگههای شعارنوشته را مقابل ایشان و دوربینها گرفتهبودند، گفتند بچهها اگر این برگهها را گرفته اید که من بخوانم، من نمیتوانم، چشم من سو ندارد و این فاصله را نمی بینم. و قند بود که در دل بچه ها آب میشد.