برچسب جواد میربلوک

بیگانگان 1404

این سریال روایتگر ماجرای پزشک جوانی به نام دکتر الوند است که قصد ادامه تحصیل در آلمان را دارد اما در مسیر خدمت با پزشکان بدون مرز و همراهی با مدافعان حرم، وارد بحران‌های منطقه می‌شود. قصه‌ای از اسارت، مقاومت و رهایی که در دل گروه‌های تکفیری داعش روایت می‌شود.

بی عاطفه 1404

سریال «بی‌عاطفه»، داستان آشنای اختلاف کهنه و دیرینه‌ی دو برادر، کامران و بهرام، است که در طی سال‌ها حل‌نشده باقی مانده و مانند سدی در مقابل عشق شکل‌گرفته میان فرزندان آن‌ها قرار می‌گیرد. عاطفه و علی که سال‌ها از هم خبر نداشتند، در اینستاگرام یکدیگر را پیدا می‌کنند و همین موضوع سبب شکل گرفتن ارتباط بیشتر و علاقه بین آن‌ها می‌شود؛ دقیقا جایی که درام شکل‌ می‌گیرد و مخاطب را با خود همراه می‌کند. نفرت حاصل از اختلاف قدیمی دو برادر بر سر ملکی موروثی از یک طرف، و عشق شکل‌گرفته میان نسل بعدی خانواده از طرفی دیگر، همان موضوع آشنای تقابل عشق و نفرت است ....

شغال 1404

داستان سریال شغال درباره‌ی پسری به نام کامیار است که پس از سال‌ها به ایران بازگشته و مدیریت شرکت خانوادگی را بر عهده می‌گیرد. او درگیر یک بازی پرخطر قمار می‌شود که باخت در آن منجر به از دست رفتن زمین اجدادی‌شان می‌شود. در این میان، دختر نظافتچی جدید خانواده، آوا، وارد ماجرا شده و مسیر داستان را تغییر می‌دهد.

یزدان (یک،سه،هفت) 1404

این سریال در هر قسمت به داستانی اجتماعی پیرامون ماموری به نام «عماد عرفانی» با بازی پژمان بازغی می‌پردازد. او به دنبال داستان‌هایی است که در گوشه و کنار شهر گم شده‌اند و کمتر کسی پیگیر آن‌هاست.

ازازیل 1403

«ازازیل» داستانی است از زندگی دکتر شوکا مهرجویی، یک پزشک متخصص زنان و زایمان، و همسرش مانی پاشایی، زندگی آرام این زوج در شب تولد مانی، با ناپدید شدن مرجان، یکی از همسایگان‌شان، به هم می‌ریزد.

سرگرد بهروز شریفی، مأمور تحقیق این پرونده، متوجه می‌شود که ناپدید شدن مرجان ممکن است به دو پرونده مشابه دیگر مرتبط باشد. اما این تنها آغاز ماجرا است؛ کشف یک جسد در نزدیکی محل زندگی این زوج، پرونده را وارد فازی پیچیده و پر رمز و راز می‌کند.

زخم کاری 4 (مجازات) 1403

مالک که صاحب تخت و تاج ریزآبادی ها شده، فصل جدیدی را در روابط شخصی و کاریش آغاز می کند. در این بین سمیرا به عنوان یکی از سهام داران بزرگ هولدینگ، تلاش می کند تا با مالک مصالحه کند. او دست دوستی به سوی مالک و سیما دراز می کند، اما حقیقت چیز دیگری است…مالک پا در مسیری می گذارد که بوی خون و جنون از آن به مشام می رسد.

لالایی 1403

پاداش حکمت به همراه دستیارش طوفان به قصد تعمیرات وارد موسسه گلشنِ جاوید می شوند. همزمان خانم گلشن مالک خیریه برای تخلیه موسسه در آنجا حضور پیدا می کند. برو بچه های خیریه با خواهش و اصرار سعی در منصرف کردن گلشن از تصمیمش دارند.این اتفاق پاداش و طوفان را درگیر ماجراهایی غیرقابل پیش بینی می کند.