برچسب جواد مقدس

تماس شیطانی 1371

در سال 1320، در موقع اشغال ايران توسط ارتش متفقين، يك بازيگر روسي به نام كاترين در تماشا خانه ي اطلس كشته مي شود و مأموران پس از بازرسي مقدماتي از پيگيري ماجرا امتناع مي كنند. وصالي، كارگردان تماشاخانه، تصميم مي گيرد موضوع را دنبال كند. او در مي يابد كه فاروقي، شوهر كاترين، كه سال ها پيش از او جدا شده به تازگي فوت كرده و دختري به نام نفيسه از او مانده است. وصالي موفق مي شود دفترچه ي خاطرات فاروقي را از نفيسه امانت بگيرد تا به پليس برساند. عطوفتي، رييس تماشاخانه، از سفر باز مي گردد و وصالي از ارتباط او با فاروقي، كه هر دو تمايلات فاشيستي داشته اند، آگاه مي شود. وصالي با مطالعه ي دفتر خاطرات فاروقي به نكات تازه اي مي رسد و براي به دست آوردن اطلاعات به اتاق عطوفتي مي رود و با او گلاويز مي شود.افراد عطوفتي نفيسه را براي به دست آوردن دفترچه گروگان مي گيرند و وصالي پس از آزاد كردن نفيسه با او مي گريزد. در حالي كه دفترچه در اختيار عطوفتي است خانه ي آن ها طعمه ي حريق مي شود.

راز دشت تاران 1388

ترکیبی از سینمای واقعگرا و انیمیشن در فضایی فانتزی که داستان جستجوی دو پسر بچه را نشان می‌دهد. سینا که به دلیل جنگ با آدم‌های بد و آسیب دیدن به بیمارستان رفته، با پسری به نام سپهر آشنا می‌شود. پیرمردی مشکوک به نام بیوک (رضا شفیعی جم) در بیمارستان است که قوطی اسرارآمیزی دارد. سینا و سپهر که نسبت به قوطی کنجکاو هستند، آن را می‌دزدند و در اتاق دختری غمگین و بیمار به نام ریحانه پنهان می‌شوند. خاله رؤیا (ترانه علیدوستی) پزشک بیمارستان قصه‌ای درباره‌ی سنگ سیاهی برای آنان تعریف می‌کند که زیر درختی دفن است و بیماران را شفا می‌دهد. سینا و سپهر سنگ سیاهی را در اتاق بیوک پیدا می‌کنند و با دفن آن زیر درخت، برای ریحانه دعا می‌کنند. با جادوی سنگ سیاه آنان وارد دنیایی خیالی می‌شوند.

صداها 1387

ساکنان دو واحد آپارتمانی با شنیدن صدا های مشکوکی که از واحد اول نا خواسته درگیر ماجرا هایی خونبار وتلخ می شوند.آنها به دلایل متعدد ، هیچ علاقه ای به درگیر شدن با این ماجرا ها ندارند.اما تنها صدا هایی که می شنوند، ناخواسته روی زندگی آنان تاثیر می گذارد.

آینه بغل 1396

مرتضی (جواد عزتی) پسری است که در گاراژ کار می‌کند و به مناسبت سالگرد نامزدی‌اش از گاراژ ماشین گران‌قیمتی را به عنوان امانتی برمی‌دارد، در همین حین که نامزد او سوار بر ماشین است و مرتضی برای خرید آب‌هویج بستنی می‌رود به ناگاه ماشین شهرداری با آینه بغل ماشین او برخورد و آینه بغل او می‌شکند و خسارت زیادی به ماشین وارد می‌شود که بعد از ۲ روز مرتضی و نامزدش مهناز (نازنین بیاتی) برای عذر خواهی به منزل شاهانه شاهرخ (محمدرضا گلزار) می‌روند و در آنجا اتفاقاتی رخ می‌دهد.