برچسب جواد عزتی

گنج مظفر 1392

داستان تنها میراث به جا مانده ازخان قلی خان، خان بزرگ منطقهٔ قلهک و تهران بزرگ است. عمارت دوتکه ای که در یک طرف آن مظفر مظفر زرگنده ملقب به مظفرخان به همراه خانواده و خدم و حشم و در طرف دیگر منصور مظفر زرگنده به همراه همسر جوان خود شیدا زندگی می کنند. پس از شکستن قاب عکسی نقشه گنجی در آن پیدا می شود و...

باغ مظفر 1385

این سریال روایتگر داستان مردی به نام مظفر خان زرگنده است که خان یک محله به نام قلهک تهران است و به همراه پدر و مادر و فرزندش در آنجا زندگی می‌کند.

کمربندها را ببندیم 1383

آقای ملکی (فتحعلی اویسی) که صاحب یک آژانس هواپیمایی است، بعد از رسیدن ارثیه هنگفت عمه اش تصمیم به راه اندازی خطوط هوایی ملکی ایرلاین (مال) و اولین فرودگاه خصوصی کشور می کند. داستان سریال مربوط به ماجراهای این فرودگاه است.

مرد بازنده 1400

احمد خسروی، در گیر و دار زندگی شخصی پرمساله‌اش، مسئول رسیدگی به پرونده‌ای رازآلود می‌شود. پرونده‌ای که روند کشف آن با شک‌ها و نگرانی‌های احمد در می‌آمیزد و زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد…

سه دنگ سه دنگ 1389

«نصرت عشقی» (با بازی سیروس گرجستانی) سال‌هاست در یکی از محلات قدیمی تهران، نانوایی سنگک دارد و به اتفاق سه پسرش «مسعود» (جواد عزتی)، «محمود» (عباس جمشیدی‌فر) و «منصور» (اشکان اشتیاق) آنجا را اداره می‌کند. اما تنها سه دانگ از مغازه به نام اوست و سه دانگ دیگر، متعلق به شریک و دوست قدیمی‌اش «پرویز» (با بازی محمد کاسبی) است که ۱۰ سال قبل از ایران مهاجرت کرده و اکنون در ایتالیا زندگی می‌کند. پرویز پس از سال‌ها به ایران می‌آید تا سه دانگ سهم خود را بفروشد. نصرت که برای این نانوایی رنج و زحمت زیادی کشیده‌است، در تلاش است تا پولی جور کند و سه دانگ پرویز را خودش بخرد، اما در این میان، ماجراهایی پیش می‌آید که زندگی او و خانواده‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آن‌ها نیز تصمیم می‌گیرند تا به خارج مهاجرت کنند؛ تا اینکه…

پشت درهای بسته 1393

امین بعد از 14 سال زندگی در خارج به ایران بر میگردد و با یک راننده که عشق ماشین است آشنا میشود و راننده او را به یک منزل قدیمی که چند خانواده در آن زندگی میکنند میبرد و…

قهوه تلخ 1389

فصل اول: نیما زند کریمی (سیامک انصاری) که استاد تاریخ است، در مسیر تحقیق در مورد یک سلسله نامکشوف تاریخی (بین زندیه و قاجار)، با خوردن یک فنجان قهوه تلخ در زمان سفر می کند...

فصل دوم: بلوتوس (مهران مدیری) الماس کوه نور را می دزدد و با خوردن قهوه تلخ، به زمان حال می آید. سپس درباریان با خوردن همان قهوه به دنبال او می روند. اما با فرار بلوتوس، امکان بازگشت به گذشته برایشان فراهم نیست...

فصل سوم: در مراسم قهوه خوران همایونی در کافی شاپ، درباریان به همراه شخصیت های جدید به زمان گذشته می روند...