بیوگرافی جواد عزتی و همسرش +گفتگو و عکس ها
جواد عزتی بازیگر سینما و تلویزیون متولد 20 دی ماه 1360 در تهران می باشد و 36 سال سن دارد.تحصیلات : وی فارغ التحصیل رشته تئاتر از هنرستان سوره است.منبع : آریا پیکسبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
جواد عزتی بازیگر سینما و تلویزیون متولد 20 دی ماه 1360 در تهران می باشد و 36 سال سن دارد.تحصیلات : وی فارغ التحصیل رشته تئاتر از هنرستان سوره است.منبع : آریا پیکسبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
شهروز جوانی است که از گذشته خود فراری است. او معتاد بوده و به دلیل سرقت به زندان افتاده است. عشقش را به اعتیادش باخته و تصمیم دارد بعد از آزادی از زندان، شیوه درست زندگی را انتخاب کند. اما او از خودش مطمئن نیست. شهروز با این آرزو قصه زندگیاش را هفته به هفته به عقب بازمیگردد. شاید که متوجه چالش و کاستیهای آن شود. مرشد راه را از چاه برایش جدا میسازد. اما او باز هم ظرفیت لازم برای متفاوت بودن را نیافته است…
مرتضی (جواد عزتی) پسری است که در گاراژ کار میکند و به مناسبت سالگرد نامزدیاش از گاراژ ماشین گرانقیمتی را به عنوان امانتی برمیدارد، در همین حین که نامزد او سوار بر ماشین است و مرتضی برای خرید آبهویج بستنی میرود به ناگاه ماشین شهرداری با آینه بغل ماشین او برخورد و آینه بغل او میشکند و خسارت زیادی به ماشین وارد میشود که بعد از ۲ روز مرتضی و نامزدش مهناز (نازنین بیاتی) برای عذر خواهی به منزل شاهانه شاهرخ (محمدرضا گلزار) میروند و در آنجا اتفاقاتی رخ میدهد.
نگار (لیندا کیانی)، نامزد اصلان (جواد عزتی)، که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند بدون اجازه او و غیرقانونی به خارج از کشور سفر میکند. اصلان به دنبال راهی برای رفتن به اروپا است تا بتواند نامزدش را برگرداند و برای گرفتن ویزای یک کشور اروپایی کارهای عجیبی انجام میدهد.
دوستان جهانگیر (جهان)، به دعوت برادرش بهمن و برای تولد او، که احتمالاً آخرین تولدش باشد، دور هم جمع شدهاند. این موقعیت موجب میشود آنها خود و روابطشان را مرور کرده و درباره زندگی و خودشان (خصوصاً جهانگیر) فکر کنند.
یک تیم فوتبال متعلق به اهالی شهر رامیان که در دسته سوم کشور فعالیت میکردهاست به دسته دوم صعود میکند، سعید با بازی جواد عزتی در نقش اصلی در این راه در آخرین لحظات بازی آخر دچار مصدومیت تاندون پا میشود و سلامتی اش به خطر میافتد و …
جواني (صابر ابر) که دلبسته برادر سربازش است تلاش مي کند او را در اداره اي استخدام کند، پسر در ورزشگاه آزادي و هنگام خدمت از ناحيه چشم و صورت آسيب مي بيند و زخمي مي شود. مرد جوان به کمک دوستش ال تي (مزدک ميرعابديني) از طريق خريد چک هاي وصول نشده مي کوشد پول لازم براي عمل جراحي را به دست بياورد اما در نهايت با فراهم نشدن پول و قتل ال تي، مرد جوان با گردن گرفتن قتل دوستش ال تي هزينه درمان برادرش را فراهم مي کند.
در 21 تيرماه 1367، حمله وسيعي سراسر جبهه جنوب را درگير مي کند، يکي از نقاط حساسي که دشمن قصد عبور از آن و رسيدن به شهرها و جاده هاي کليدي ايران را دارد تنگه ابوغريب است، تنگه اي که نام و خاطره اش در ميانه تاريخ رسمي روزهاي پاياني جنگ گم شده ... تنگه اي که محل مقاومت افراد گردان عمار بود ... .