برچسب جواد عابدی

سفر خوش 1383

«لطفعلی خان سخاوت» پیرمرد ثروتمند و خسیسی است که ماهی یکبار سکته می ‎کند. وی یک پسر قلچماق و لوطی مسلک به نام اکبر و سه دختر و سه داماد دارد که آرزوی مرگ وی را دارند. از طرفی یک جوان ساده و دست و دلباز به نام «پیروز» نیز خواستگار دختر کوچک او «توران» است. «بهروز» و «فیروز» داماد های «لطفعلی خان» پدر زن خود را به کیش دعوت می‎ کنند تا شاید با عدم اجرای دستورات دکتر، او را بکشند و …

بانکی ها 1382

«بانکی ها» قصه یک خانواده و اقوام آنهاست که نام خانوادگی همه آنها «بانکی» است و همگی در یک بانک خصوصی مشغول به کار هستند...

عشق شیشه ای 1378

جلال، بازیگر نقش های فرعی سینما که در عشق هم شکست خورده، قصد خودکشی دارد. او که ساکن اتاق شماره 212 در مسافرخانه «گل‌ها» است ابتدا تصمیم می‌گیرد با طناب خود را حلق آویز کند، اما موفق نمی‌شود و ناچار در پی استخدام یک آدمکش برمی‌آید. «حسن چاخان» بازیگر سینما، نشانی یک آدمکش معروف به نام «رعد» را به او می‌دهد.

استخونای بابام 1386

فرزندان حاج محمود قرباني بدون آشنايي با يكديگر، براي تقسيم ميراث پدر، پس از 52 سال در مشهد گرد هم مي‌آيند. همسر اول حاج محمود - جهت تقسيم ميراث حاضر است، وي از همسر دوم ولي كه وراث بحش اصلي ثروت است، خبري در دست نيست. طبق حكم قاضي بايستي همگي براي يافتن همسر دوم حاج محمود و روشن نمودن تكليف انحصار وراثت، اقدام نمايند و اين كارزاري بس مهيب و خنده‌آور را به وجود مي‌آورد.