برچسب جواد راهزانی

خشکسالی و دروغ 1394

امید به همراه همسرش آلا و آرش برادر همسرش در مهمانی حضور دارند. میترا همسر سابق امید با او تماس می‌گیرد و می‌گوید که به کمک امید احتیاج دارد. امید با او قرار می‌گذارد و اتفاقات بعدی رقم می‌خورد که همسرش در مراسم تولد چهار نفره مست می‌شود و چیزهایی که نباید بگوید را می‌گوید.

بمب یک عاشقانه 1396

فیلم بمب یک عاشقانه روایت گر زندگی زوجی (پیمان معادی و لیلا حاتمی) است که مشکلاتی در زندگی زناشویی خود دارند و آن مشکلات تا حدی هستند که زوج قصه ما در حتی هنگام بمباران به زیرزمین مجتمع مسکونی شان پناه نمی برند و فقط در اتاق هایی جداگانه به سر می برند تا بمباران تمام شود و از طرفی دیگر بیان گر عشقی میان دختر و پسر نوجوانی به نام سعید و سمانه است که در هنگام بمب باران تهران و در زمان پناه گیری خانواده ها در زیر زمین در زیرزمین با هم آشنا می شوند.

مسخره باز 1397

دانش در يک سلماني مشغول به کار است و روياي بازيگري دارد، او براي نزديک شدن به يک گريمور تئاتر شبها زنان گدا را به سلماني ميکشاند و پس از چيدن موهايشان آنها را به قتل ميرساند و روز بعد موهاي زنانه را به گريمور مي فروشد. بخش قابل توجهي از داستان در ذهن دانش ميگذرد و جهان فانتزي او را براي مخاطب ترسيم ميکند.

خرگیوش 1395

پدر "آرش" (بابک حمیدیان) باید به خارج از کشور برود و قرار می‌شود دوستان آرش، "بابک" (سیامک انصاری) و "بهنود" (جواد عزتی)، کنار او بمانند تا تنها نباشد. در این میان آرش تصمیم می‌گیرد دکوراسیون داخلی خانه را تغییر بدهد. خانم طراح در اتاقی را باز می‌کند که "گوگو" (خرگوش آرش) داخل آن اتاق است و خرگوش فرار می‌کند. سپس این سه نفر به دنبال گوگو کمی از روزشان را به هدر می‌دهند. آرش می‌فهمد که امروز تولد دختر خانم طراح است و هیچ‌کدام از دوست‌هایش نمی‌توانند به جشن تولد او بیایند. برای همین، این سه نفر برای او جشن تولد می‌گیرند. نامزد آرش (مینا ساداتی) به خانهٔ آن‌ها می آید. آرش، بابک و دخترک دست به تیغ می‌زنند و دنبال بهنود می‌کنند تا ریش‌های بهنود را که به نظر دختر احمقانه می‌آمد بزنند. در قسمتی از فیلم این چهار نفر مسابقهٔ خوانندگی برگزار می‌کنند. و چون که تولد دخترک است او تصمیم می‌گیرد که جایزه چه باشد و او سیمرغ بلورین را انتخاب می‌کند. ولی بابک انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است می‌گوید من از بهرام(بهرام رادان) قرض می‌گیرم! چند دقیقه بعد پیک موتوری کیسه‌ای می‌آورد که درونش سیمرغ بلورین رادان قرار دارد. نامزد آرش هم از وجود بابک و بهنود با خبر می‌شود، هم از وجود دخترک. این پنج نفر باقی شب را با تفریح می‌گذرانند.