قرمز یواش (لب خط) 1399
این فیلم روایت جوانی به اسم رضا است که در جنوب تهران «لب خط» زندگی میکند و از معدود آدمهایی در دنیاست که سندرم هایپرتیمزیا دارد.
این فیلم روایت جوانی به اسم رضا است که در جنوب تهران «لب خط» زندگی میکند و از معدود آدمهایی در دنیاست که سندرم هایپرتیمزیا دارد.
مجموعه «خرده روایت ها»، به روایت بخشهایی از زندگی سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، شهید اسدالله لاجوردی و شهید محمدعلی رجایی میپردازد.
این فیلم زندگی جوانانی را نشان میدهد که به دلیل اختلاف با خانواده از منزل طرد شدهاند و با واقعیتها و خشونتهای جامعه مواجه میشوند. ایمان و پایار، دو برادرند که پس از مرگ ناگهانی مادر به بحران روحی دچار میشوند و برای مقابله با آن، راههای متفاوتی در پیش میگیرند: ایمان به مصرف و فروش مواد مخدر روی میآورد و پایار به بوکسوری موفق بدل میشود.
به قول اون خدا بیامرز: مردی که قانون نداشته باشه همیشه پسره؛ اگه پیر هم بشه؛ پیرپسره.
میدان سرخ داستان زنی تنهاست به نام شیدا که ناخواسته وارد بازی وحشتناکی میشود که توسط همسر او و یک تروریست خارجی شکل گرفته است. او برای نجات جان دخترش در معرض انتخاب میان عشق، انتقام و قدرت قرار میگیرد و با سه قاچاقچی مطرح . قدرتمند به نام های پاپ ، تورج مبین وعبد مکین مدتی همراه میشود ....
گیسو و امیر زن و شوهر هستند و زندگی خوبی را دارند. اما دقیقاً در روزی که گیسو میخواهد با مهمانی گرفتن و دادن خبر حامله بودن اش به امیر متوجه میشود که امیر به او خیانت کرده و به سراغ صمیمیترین دوست گیسو، پروا رفتهاست. او از یکی دیگر از دوستانش که سینا نام دارد درخواست کمک میکند. سینا به او پیشنهاد میدهد که خود را به مردن بزند و مدت طولانی ای وانمود کند که مرده و خود را در خانه حبس کند. در این چند سال مخفی بودن بچهٔ او به دنیا میآید، او دیوانه میشود، شخصیتهایی به اسم ساغر، شفا، فریبرز، و خیرون برای خودش درست میکند و با آنها صحبت میکرد. بعد از ۷ سال او به عنوان یک روح متحرک به سراغ امیر و پروا میرود و آنها را میترساند و شکنجه میدهد …
داستان درباره زن و شوهری است که به خاطر اختلافات متعدد قرار است از هم جدا شوند. در این بین به آنها اطلاع داده می شود که حساب بانکی مشترکشان برنده یک ویلا در کیش شده است و…
وحید(حمیدرضاآذرنگ)با خبر میشود که همسرش بدون اجازه او پسر چهار ساله شان را برای جراحی قلب به تهران آورده. او بی وقت به همراه برادرش سعید خودش را به تهران میرساند و این آغاز بحران پیچیده ای بین آنهاست.