محکوم 1404
نسرین، دادیاری که همسرش را از دست داده، در جست وجوی زندگی تازه است، اما مخالفت پسرش و رخدادهای پیش بینی نشده او را میان عشق مادری و مسئولیت شغلی به چالش می کشد. ...
نسرین، دادیاری که همسرش را از دست داده، در جست وجوی زندگی تازه است، اما مخالفت پسرش و رخدادهای پیش بینی نشده او را میان عشق مادری و مسئولیت شغلی به چالش می کشد. ...
داستان با تلف شدن بچه ای با آرام بخش به دست هاجر آغاز می شود. هاجر و امیر چند سالی بچه دار نمی شوند به دردسر بزرگی می افتند و بیرون آمدن از آن برایشان سنگین تمام می شود.
علي کودک کاري است که در يک اوراقي لاستيک کار ميکند و مادرش هم به خاطر مشکلات رواني در بيمارستان بستري شده است. او که وضع مالي چندان خوبي ندارد توسط يکي از هممحليهاي خود از وجود يک گنج در زيرزمين مدرسه آگاه ميشود و تصميم ميگيرد با دوستان خود در يک ماجراجويي تازه به سراغ اين گنج برود.
مهمانهایی ناخوانده به یک سفر تفریحی دعوت شدهاند، حال آنکه نباید آنجا باشند، در نتیجه قرار است دردسرهایی ایجاد شود.طه (امیر جدیدی) و سلما (پریناز ایزدیار) قرار است با یکدیگر ازدواج کنند اما در یک سفر دوستانه، یاسی (سارا بهرامی)، پای مانی شوهر سابقِ سلما را به این سفر باز میکند تا مانی فرصتی برای بازگرداندنِ سلما پیدا کند.
گلسا دختری ۱۶ ساله است که به همراه خانوادهاش در شهری کوچک در اطراف تهران زندگی میکند. او بیشتر اوقات خود را با گروهی از دوستانش میگذراند. یک روز آنها تصمیم میگیرند تا دست به اقدامی هیجانانگیز بزنند؛ اقدامی که پیامدهای غیرمنتظرهای در پی خواهد داشت و از کاری صرفاً سرگرمکننده و هیجانانگیز، به دردسری پیچیده تبدیل میشود. اتفاقاتی که رخ میدهد، از اساس، دیدگاه گلسا نسبت به زندگی را تغییر میدهد.
قرار است زندانيان يک زندان قديمي را به پايگاهي ديگر انتقال دهند تا زندان قديمي تبديل به فرودگاه شود. سرگرد نعمت جاهد رئيس زندان در همين روز ترفيع ميگيرد اما متوجه مي شود که يکي از زندانيان گم شده است. سرگرد با ايمان به اينکه زنداني، احمد سرخپوست در همان زندان پنهان شده است به جستجوي او ميپردازد...