برچسب جواد افشار

ناریا 1404

«ناریا» داستان زندگی دختری نابغه را به تصویر می کشد که آینده‌ درخشانی در عرصه‌ی علم و فناوری دارد. او در تلاش است تا با ثبت اختراعی بزرگ، کشور را از نیاز به واردات یک کالای راهبردی بی‌نیاز کند؛ اما در مسیر این پیشرفت مهم، گروه‌هایی از خلافکاران و عوامل مخرب داخلی و خارجی سد راهش می‌شوند.

مسافرت 1389

داستان این فیلم حول روابط خانوادگی و جامعه امروز است و دغدغه های پدری را روایت می کند که روابط خانوادگی اش دچار بحران شده و صمیمیت و یکدستی خانواده را در معرض خطر می بیند. پدر تصمیم می گیرد در یک سفر به تحکیم روابط خانواده اش بپردازد که در طول سفر اتفاقاتی برای این خانواده چهار نفره می افتد...

فیلمسازان کوچک 1387

نیما به همراه پدرش که بازیگر تلویزیون و سینماست به محله‌ای جدید می‌روند. او با تعدادی از بچه‌های محله آشنا می‌شود که نام گروه خود را "کاکتوس‌ها" گذاشته‌اند. پدر‌بزرگ یکی از بچه‌ها (مهرداد) به خاطر رفتارهای پسرش تصمیم می‌گیرد به خانه سالمندان برود، اما مهرداد و خواهرش مهسا تصمیم دارند نظر او را عوض کنند.

آسو 1384

داستان «آسو» که به معنی افق است درباره کودک یکساله ای از اهالی یکی از روستاهای کردنشین مرزی است که در زمان جنگ تحمیلی پس از قتل عام اهالی روستا توسط نیروهای بعثی عراق ، از سوی گروهی از رزمندگان و به کمک چند نفر از پیشمرگان کرد مسلمان نجات پیدا می کند؛ اما...

لبه آتش 1389

سه نظامی (سرباز، درجه دار و افسر) از رسته توپخانه، منتظر دستور مافوق برای گلوله‌باران تهران هستند. در آن شرایط که نظامی‌ها از لحاظ روحی و عاطفی به شدت دچار مشکل شده‌اند، این سه نظامی ایزوله شده به مهمترین سوال ممکن می‌اندیشند. اینکه چرا آنها را برای انجام این مأموریت انتخاب کرده‌اند. در حالیکه هیچ‌کدام به شاه دوستی در ارتش اشتهار ندارند.

خواستگاری در وقت اضافه 1387

داستان فیلم «ازدواج در وقت اضافه» درباره منیرخانم است که سال‌هاست همسرش فوت کرده، او مستاجر آقا صادق است که او هم همسرش را ازدست داده و با دخترش ملیحه زندگی می‌کند. ملیحه مخالف ازدواج مجدد پدرش است و از هم کلامی و ارتباط منیرخانم و آقا صادق به شدت ممانعت می‌کند. منیر خانم با استخدام سیما که یک پرستارخانگی است، می‌خواهد از او سواد بیاموزد، ولی جدای این مطلب، قصد دارد تا به واسطه سیما، روابط بین خود و آقا صادق را بهتر کند و...

سی امین روز 1389

در سحرگاه یک روز سرد، مراسم اعدام «سیاوش کیانی» برگزار می‌شود. طناب دار به گردن قاتل آویخته می‌شود، حکم قضایی توسط قاضی کشیک خوانده می‌شود. آخرین تقاضا برای عفو، از سوی خانواده مقتول صورت می‌گیرد اما خانواده مقتول تقاضا را رد می‌کنند و حد را اجرا می‌کنند اما طناب دار پاره می‌شود...