برچسب جنگ تحمیلی

عطش شهادت در وجودش با نزدیکی به بازنشستگی بیشتر می‌شد

زندگی مشترک‌مان ۴۰ سال بود. یعنی از سال ۱۳۶۴ تا سال ۱۴۰۴ که حاجی به شهادت رسید. در این چهار دهه، خدا چهار فرزند به ما هدیه داد. دو دختر و دو پسر. چون شهید در جا‌های مختلف مأموریت داشتند، برای همین پسر‌بزرگم در شهرستان الشتر و دخترم درسال ۱۳۶۸ در خرم‌آباد و دختر دومی و پسر کوچکم در سال ۱۳۷۶ و ۱۳۸۲ در سنندج متولد شدند

پهلوانی که بار‌ها به مصاف صهیونیست‌ها رفته بود

تا روز شهادت برادرم خبر نداشتم که او درجه سرهنگی دارد. در بیمارستان یکی از خدماتی‌ها سررسیدی به من داد. وقتی بازکردم دیدم نوشته سرهنگ مجتبی رضایی. تا آن روز اصلاً خبر نداشتیم او چه درجه‌ای دارد، اما گویا دشمن به خوبی می‌دانست که برادرم کیست که حتی بعد از شهادتش هم او را رها نکرده و در فضای مجازی به او توهین کردند

عشق به انقلاب ما را از گذر لوطی صالح تا فاو کشاند

شهید امیرشاهی از بچه‌های اصفهان و از دوستان صمیمی من بود. به رغم اینکه مسئولیتی نداشت و در شمال مستقر بود، اما با ماشینش راه افتاد و به طرف مهران آمد. قبل از اینکه وارد مهران شود او را با آرپی‌چی زدند. همینطور شهید کیومرثی از بچه‌های لشکر ۱۶ که رفت منطقه را ببیند، او را هم با آرپی‌چی زدند و به شهادت رسید

فرمان شکست حصر آبادان چگونه صادر شد؟

حضرت امام (ره) در چهاردهم آبان ۱۳۵۹ به قوای مسلح ایران تأکید کرد حصر آبادان باید شکسته شود. اهمیت آبادان در نظر امام‌خمینی از آن جهت بود که این شهر نقطه اصلی جنگ و مورد طمع دشمن بود. آبادان یکی از اصلی‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهر‌های خوزستان به شمار می‌رفت و سقوط آن می‌توانست باعث تضعیف روحیه رزمندگان شود

عملیاتی که باعث تقویت روحیه رزمندگان شد 

عملیات محرم در منطقه شرهانی، موسیان و زبیدات انجام گرفت. در این عملیات هدف آزادسازی بخش‌هایی از خاک کشورمان بود. هرچند حدود ۷۰۰‌کیلومتر از خاک ایران نیز آزاد شد و تلفات قابل توجهی به دشمن وارد آمد، اما طغیان رودخانه دوئیرج باعث شهادت تعداد زیادی از رزمندگان اصفهانی شد. در کل این عملیات هزارو ۲۵۰ رزمنده شهید شدند که تقریباً نیمی از آنها از استان اصفهان بودند

آرزو داشت خوب از دنیا برود

جایگاه شهدا خیلی بالاست. ما واقعاً نمی‌توانیم درک کنیم آنها اکنون کجا و در چه مقام و منزلتی هستند! مثل اینکه بخواهی به انسانی روشندل، زیبایی‌های این دنیا را توضیح بدهی. اما من یقین دارم جای محسن خیلی خوب است. چون او واقعاً مردی بزرگ و لایق بهترین‌ها بود. خدا واقعاً دوستش داشت، من ندیدم حتی یک‌بار کسی را ناراحت کند. همیشه از حق خودش می‌گذشت تا مبادا حق دیگری ضایع شود