برچسب جمشید گرگین

به دنیا بگویید بایستاد 1385

داستان آن روایتگر دوستی دو جوان به نام‌های علاء و شهریار است. دوستی این دو با وقوع قتلی به پایان می‌رسد و راز این قتل داستان مجموعه را شکل می‌دهد. داستان این مجموعه دربارهٔ جوانی است که متهم است در زمان خدمت سربازی هم خدمت خود شهریار والا را در پادگان به قتل رسانده است. دادگاه بدوی او را به اعدام محکوم می‌کند و در دادگاه تجدید نظر حکم تأیید می‌شود، اما از دیوان عالی کشور تقاضای بررسی مجدد می‌کند.

جستجو در شهر 1364

پس از انقلاب زني تحت تاثير تمايلات خانواده پدري از همسر و پسر خردسال خود جدا مي شود و به خارج از كشور مهاجرت مي كند. چهار سال بعد پشيمان و سرخورده به كشور باز مي گردد و به جستجوي شوهر و فرزند مي پردازد، و آن ها را مي يابد. شوهر، كه با سختي كودك را بزرگ كرده است، پشيماني زن را نمي پذيرد و او را از خود مي راند. فرزند كه بيماري قلبي دارد مي خواهد در كنار هر دو باشد. شبي كه بگو مگوي پدر و مادر بالا مي گيرد كودك به قهر از خانه مي گريزد. والدين او را در حالي مي يابند كه دچار حمله قلبي شده است. به دنبال اين ماجرا مرد نيز از كرده خود پشيمان مي شود. وصلت دوباره انجام مي گيرد.

ویزا 1366

پزشكي به نام جهانگير سروش، براي مهاجرت به آمريكا، همسر و دو فرزندش را به تركيه مي فرستد و خود قصد دارد تا زمان تهيه ي ويزا به كارهايش در ايران سر و سامان دهد و سپس به آن ها ملحق شود. او كه موظف است مأموريت يك ماهه ي خود را در جبهه ي جنگ ايران و عراق انجام دهد تحت تأثير فداكاري هاي رزمندگان و مردي خرمشهري، كه جلو چشمانش شهيد مي شود، قرار مي گيرد. پس از بازگشت به پايتخت وابستگي هاي خانوادگي و اجتماعي او را از اجراي تصميمش باز مي دارد و زماني كه همسرش موفق شده ويزا بگيرد از او مي خواهد كه با فرزندش به ايران بازگردد.

پرنده آهنین 1370

شايع مي شود كه ناصر، خلبان هلي كوپتر، در يك عمليات جنگي كشته شده است. بهروز دوست ناصر، كه در موقع زخمي شدن ناصر گريخته، درصدد است كه نظر فرشته، همسر ناصر، را براي ازدواج جلب كند؛ اما منصور فرزند دوازده ساله ناصر، با ازدواج مادرش و بهروز مخالف است. منصور معتقد است كه پدرش زنده است و روزي باز خواهد گشت و از بهروز انتقام خواهد گرفت. در لحظاتي كه امكان ازدواج فرشته و بهروز فراهم شده ناصر، كه معلول است، باز مي گردد و در كنار همسر و فرزندش زندگي جديدي را آغاز مي كند. او مقام هاي نيروي هوايي ارتش را متقاعد مي كند كه در يك مانور شهري هدايت هلي كوپتري را به عهده بگيرد. ناصر موفق مي شود به كمك بهروز و دوستي ديگر هلي كوپتري را كه داراي نقص فني است هدايت كند.

جهان پهلوان تختی 1373

این فیلم به زندگی جهان پهلوان تختی نشان میدهد و این فیلم ابتدا توسط علی حاتمی ساخته شده ولی در میانه ی ساخت فیلم با فوت علی حاتمی ادامه ساخت فیلم را بهروز افخمی بر عهده گرفت...

خاکستری 1379

بيتا كه دختري اصفهاني و اهل خانواده اي سنتي است، براي تحصيل در دانشگاه بايد به تهران بيايد. خانواده كه با رفتن او به تهران مخالف هستند، بالاخره با اعتصاب غذاي دخترشان رضايت به رفتن او مي دهند. پدر با اجاره ي يك آپارتمان و هم خانه كردن سيما دختر بيوه ي كارگر خانه، بيتا را به او مي سپارد. بيتا در دانشكده با فرهاد آشنا مي شود و با هم قرار ازدواج مي گذارند در حالي كه علي پسر عموي بيتا قرار است براي ازدواج با او از خارج از كشور به ايران بيايد. بيتا راضي به ازدواج با علي نيست و از طرفي فرهاد به علت نداشتن موقعيت مالي و كاري حاضر به خواستگاري كردن از بيتا نمي شود. بيتا از علي مي خواهد كه از او چشم پوشي كند تا فرهاد بتواند به خواستگاري او بيايد، ولي بعد بيتا با اطلاع پيدا كردن از ارتباط فرهاد با دختري ديگر به قصد خودكشي، خود را جلوي يك ماشين مي اندازد. پدر بيتا به سراغ فرهاد مي رود و او را مجبور به ازدواج با بيتا مي كند، ولي اين بار بيتا پشيمان مي شود و با فرهاد خداحافظي مي كند.

اسب 1384

فيلم اسب ماجراي آشنايي جوان بيمار افسرده اي با اسب پير رانده شده اي در شمال ايران است كه به بازيافتن سلامتي و اميد به زندگي جوان ختم مي شود.

سجده بر آب 1375

امير كه خبر نگار و عكاس است، بر اثر انفجار بمب در مراسم عروسي دچار تشنج شده و به بيمارستان انتقال داده مي شود؛ ستاره، نامزدش، مي داند كه او به مرور بينايي خود را از دست خواهد داد. با اين حال حاضر است با او ازدواج كند. ستاره تلاش مي كند تا امير را براي شرايط آينده زندگي آماده كند. در همين هنگام حبيب برادر ستاره نيز مجروح مي شود و به تهران باز مي گردد و...