سرباز 1399
این مجموعه تلویزیونی حکایت سرباز وظیفهای به نام یحیی، همسرش یلدا و رفقای هم خدمتیاش است...
این مجموعه تلویزیونی حکایت سرباز وظیفهای به نام یحیی، همسرش یلدا و رفقای هم خدمتیاش است...
مانی و میترا در دوران عقد به سر می برند، مانی که دکتر تازه کاریست نمی تواند خانه اجاره کند و با درگیری با دکتر بیمارستان کارش را هم از دست می دهد. او برای امرار معاش در آژانس کار می کند و در همین جاست که با خانم ساغری آشنا می شود. ساغری هر روز او را برای رفتن دنبال کارهایش میخواهد و در جریان این رفت و آمدها مانی متوجه زندگیش می شود. ساغری برای پس گرفتن دخترش از همسر سابقش به دیدن او می رود و...
خبرنگار زنی که در یک مجله زنانه کار می کند، شجاعانه به کنکاش در زندگی زنان بی سرپرست می پردازد.مینا به دلیل مشکلاتی که در گذشته داشته است، دچار حوادث خاصی می شود که زندگی جدیدش را تهدید می کند…
راز پنهان داستان مردی است متأهل، که به علت دوستان نابابی که در جوانی و دوران دانشجویی داشته، آلوده به خلافکاری و پولشویی میشود. وی در ادامه در اثر یک تصادف حافظه خود را از دست میدهد.
کارخانه روغن سازی دو شریک بنامهای رسول و صادق دچار بحران مالی می شود. صادق که فعالیتی دیگر راه انداخته سهام خود را می فروشد و سرمایه داری بنام حبیب به پیشنهاد عماد که مورد اعتماد و همه کاره اوست سهام کارخانه را می خرد و عماد به همراه رسول به اداره کارخانه مشغول می شوند. رفته رفته معلوم می شود که عماد با نقشه ای قبلی برای ضربه زدن به رسول به او نزدیک شده است و ....
پيرزني به نام ماه بانو به هنگام ترك روستاي زادگاهش به ياد مي آورد كه سال ها قبل دكتر سنجر، پس از اتمام تحصيلات پزشكي به روستا مي آيد تا درمانگاهي احداث كند. دكتر به ماه بانو، كه شوهرش را از دست داده، علاقه دارد اما ماه بانو به او روي خوش نشان نمي دهد. از طرف ديگر مقرب السلطان، بزرگ مالك روستا، مي كوشد تا سنجر را به سوي خود جلب كند. او دختر عقب مانده اش را به ازدواج سنجر در مي آورد. با شيوع وسيع وبا مقرب السلطان فوت مي كند و مباشرش با اسناد و مدارك املاك و ثروت او مي گريزد. سنجر با احساس غبن روستا را ترك مي كند. ماه بانو پس از مرور اين خاطرات به راهش ادامه مي دهد.
پسران آقاي پاك نهاد مؤسس مدرسه ناشنوايان به بهانه اين كه پدر به خارج از كشور رفته است مي خواهند ساختمان قديمي مدرسه را خراب كنند و جاي آن پاساژ بنا كنند. نوه پيشكار آقاي پاك نهاد برحسب تصادف درمي يابد كه او برخلاف گفته پسرانش در جايي نگهداري مي شود كه به نظر مي رسد كه مدرسه پيرمردها باشد. فسقلي با پنهان شدن در اتومبيل پسران پاك نهاد سر از يك آسايشگاه سالمندان درمي آورد. فسقلي با كمك پيرمردان ساكن آسايشگاه و سرآشپز آنجا تصميم به نجات پاك نهاد مي گيرد.
سه برادر ( رضا عطاران، محسن تنابنده و حسین اسکندری ) که در یک مزرعه شترمرغ کار می کنند، تصمیم می گیرند تا کار بزرگی انجام داده و نام یکی از شترمرغ ها را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کنند که در ادامه اتفاقات مختلفی برای آنها به همراه دارد و....