برچسب جلال مقدم

شاخ گاو 1374

امير پسر نوجوان شهرستاني است كه به قصد ديدار مادربزرگش براي اولين بار با قطار راهي تهران مي شود، اما در داخل كوپه ي قطار مردي از خواب آلوده بودن امير استفاده مي كند و پول هاي او را به سرقت مي برد. امير تا متوجه مي شود به دنبال مرد مي رود و با اينكه شوهر خاله ي خود را مي بيند، اما ترجيح مي دهد كه دزد پول ها را تعقيب كند، او در راه يافتن دزد با پسر بچه اي به نام نادر آشنا مي شود كه با فهميدن موضوع به امير قول مي دهد كه با كمك دوستانش، طي نقشه اي حساب شده، دزد را به دام بياندازند. بچه ها به همراه امير بعد از تعقيب و گريزي مفصل و طولاني بالاخره دزد را تحويل پليس مي دهند و امير و پول هايش را به مادر بزرگ مي رسانند.

معجزه خنده 1375

اشكوري با تخصص خنده درماني به ايران بازگشته و در يكي از بيمارستان هاي رواني تهران مشغول بكار مي شود. او بر اين عقيده است كه بيماران رواني را بايد شاد نگه داشت و آن ها بايد به جامعه برگردند. او يك روز گروهي از بيمارانش را براي گردش بيرون مي برد و روز ديگر گروه نمايشي را به بيمارستان دعوت مي كند. رفته رفته بيماران به دكتر اشكوري علاقمند مي شود و مداواي آن ها هم پيشرفت مي كند و مديريت بيمارستان كه با اين اقدامات موافق نيست، در انتها مجبور مي شود كه اجباراً موافقت خود را اعلام كند. دكتر اشكوري دو تن از بيماران به نام سيروس و نرگس را تحت مداوا قرار مي دهد و در پايان كار سيروس از نرگس خواستگاري مي كند.

بدل 1372

صفدر كوكبي در فيلم هاي فارسي به عنوان بدل بازي مي كند و به صفدر استالونه معروف است. اعضاي يك گروه صهيونيست كه رهبري آن به عهده ي يكي از اعضاي موساد است صفدر را به جاي يكي از همكاران فراري خود به نام اردشير سرلك دستگير مي كنند و از او مي خواهند كه ميكروفيلمي را تحويل آنها بدهد. صفدر به كمك شيرين، نامزد سرلك، مي گريزد. صفدر براي ياري رساندن به پليس مي پذيرد كه نقش اردشير سرلك را بازي كند و مأموران را در جريان فعاليت آنها بگذارد. فرخ، برادر شيرين، به دست صهيونيست ها كشته مي شود و صفدر ارتباط خود را با پليس براي شيرين برملا مي كند. سرلك به دست صهيونيست ها گرفتار مي شود و صفدر به جاي او براي تحويل دادن ميكروفيلم به منطقه اي مرزي مي رود. اما او و شيرين لو مي روند و اعضاي گروه تصميم مي گيرند آن دو را به جرم خيانت بسوزانند. با حضور مأموران اعضاي گروه كشته و متفرق مي شوند و صفدر با آويزان شدن به هلي كوپتري كه حامل رهبران گروه است آنها را از پا در مي آورد و هلي كوپتر را سالم به زمين مي نشاند.

کارگردانانی که به شکلی ناباورانه و شوک برانگیز درگذشتند از علی سجادی حسینی تا داریوش مهرجویی | گزارش یک قتل

خبر شوکه‌کننده بود و باورنکردنی. کارگردان مطرح سینما به همراه همسرش در منزل شخصی‌اش به قتل رسید و جامعه سینمایی در بهت فرورفت؛ اتفاقی که پیشتر هم نمونه‌اش را سراغ داشتیم. وقتی سال 1373 گلوله مشقی، واقعی از آب درآمد و علی سجادی حسینی سر صحنه فیلمبرداری از دنیا رفت، وقتی جلال مقدم با یک تصادف به کما رفت و هیچ‌وقت به زندگی برنگشت یا وقتی خبر مرگ خودخواسته و ناگهانی کیومرث پوراحمد مثل پتک بر سرمان فرود آمد هم چنین احساسی داشتیم. گرچه مسئله قتل، چیز دیگری است و شوک آن هم با بقیه فرق دارد؛ بخصوص اینکه موضوع بر سر داریوش مهرجویی، یکی از بزرگترین کارگردانهای سینمای ایران باشد.

درباره سریال خاطره‌انگیز بیژن بیرنگ و مسعود رسام که در کمال تعجب بازپخش نداشته | تلویزیون «این خانه دور است» را دوست ندارد

از زمان شروع به کار شبکه‌های آی‌فیلم و تماشا، سریال‌های قدیمی زیادی بارها و بارها روی آنتن رفته‌اند، اما در تمام این سال‌ها بعضی از سریال‌ها که در زمان پخش محبوبیت زیادی داشته‌اند، حتی یکبار هم بازپخش نشده‌اند. منظور سریال‌هایی نیست که به خاطر ممنوعیت آثار کارگردان یا بازیگرانشان از گردونه پخش خارج شده‌اند، بعضی سریال‌ها کوچکترین مشکلی هم برای پخش ندارند و معلوم نیست به چه دلیل بازپخش نمی‌شوند؟ یکی از مهمترین آنها سریال «این خانه دور است» به کارگردانی بیژن بیرنگ و مسعود رسام است؛ سریالی که سال 1370 ساخته شد و سال 1374 بعد از سریال «همسران» روی آنتن رفت. این سریال زمان پخش با استقبال زیادی روبه‌رو شد

حجاج سینمایی یا چگونه با تماشای یک فیلم حاجی شویم + ویدئو

تاریخ انتشار:1398/10/14 – 01:59 حجاج سینمایی یا چگونه با تماشای یک فیلم حاجی شویم + ویدئو سینماسینما، سامان بیات: تا سال ۱۳۵۸ سه فیلم درباره مراسم حج در ایران پخش شد که فیلم «خانه‌خدا» (۱۳۴۵) حواشی جالبی به همراه داشت.…