چرا «غربزدگی» هنوز مسئله ماست؟
سیوششمین نشست از سلسلهبرنامههای «صد کتاب ماندگار قرن» با محوریت بررسی کتاب «غربزدگی» اثر جلال آلاحمد برگزار شد.
سیوششمین نشست از سلسلهبرنامههای «صد کتاب ماندگار قرن» با محوریت بررسی کتاب «غربزدگی» اثر جلال آلاحمد برگزار شد.
آلاحمد از آن روز که پا به عرصه فهم و نگارش نهاد، خود را به انعکاس دردهای جامعه خویش متعهد دید و در جایجای آثارش و به زبان کنایه و تصریح، آنچه در این باره میاندیشید، عیان میساخت. آنچه در این مقال مورد بازخوانی قرار گرفته است، شمهای از داوریهای آن زندهیاد درباره سبک حکمرانی پهلویها به ویژه پهلوی دوم است که در آثار گوناگون او، تلویحاً و تصریحاً بیان شده است.
وضع من جوری بود که باید زودتر میرفتم. بله دیگر سر همین قضیه شلوار کوتاه! آخر من که نمیتوانستم با شلوار کوتاه بروم مدرسه! پسر آقای محل! مردم چه میگفتند، و اگر بابام میدید؟ از همه اینها گذشته خودم بدم میآمد. مثل این بچههای قرتی که پیشاهنگ هم شده بودند و سوت هم به گردنشان آویزان میکردند و شلوار کوتاه کلاهبره... بله دیگر هیچکس از متلک خوشش نمیآید.
به یمن پیروزی انقلاب اسلامی، شمس آلاحمد به طرح «خون به ناحق ریخته شده» برادر میپردازد و به شرح فعالیتهای جلال و تنگناهایی که دستگاههای امنیتی طاغوتی برایشان تحمیل میکردند، اقدام میکند. موضع همزمان سیمین دانشور بر آن است که اگر جلال فوت نکرده بود «چریک میشد» و به این نحو، گفتاری متناقض در برابر گفتار شمس آلاحمد ارائه میکند!
جمهوری اسلامی جلال آلاحمد را از آن خود کرده است، از وجهه او سود میجوید و وی را به نماد محافظهکاری مبدل ساخته است!... به گاه شنیدن چنین مدعایی، بلافاصله از گویندگانی که خود نیز در ساحت فرهنگ تعریف میشدند، پرسیدهام: اگر نظام اینقدر استعداد از آن خودکردن دارد، چرا شمایان یا دیگر کسانی را که هر یک در دوره خویش وجههای فروتر از آلاحمد نداشتهاند، مختص خود نکرده و اجازه داده است آنان تا جایی که میتوانند، علیهش دو اسبه بتازند؟
از عجایب تاریخ ایران حکایت دوران رژیم پهلوی است. رژیمی که با حمایت بيگانگان بر سر کار آمد و جز نوکری و وابستگی برنامه ای از خود بر جای نگذاشت. از آنجا که سیاست های این رژیم بر خلاف خواست مردم بود، همواره تنفری عجیب از این رژیم در میان مردم وجود داشت. همین تنفر و انزجار مردم بود که در نهایت تومار این رژیم مستبد و وابسته را در هم پیچید.
کتاب «سفر به ولایت عزرائیل» در میان سایر کتابهای معروف مرحوم جلال آلاحمد مانند «غربزدگی»، «زن زیادی»، «مدیر مدرسه» و… یکی از گمنامترین آنهاست که حتی بسیاری از اهالی کتاب هم از آن بیاطلاعاند.