برچسب جعفر مهیاری

جامانده (کوتاه) 1400

سامان و شبنم قصد مهاجرت دارند چمدان‌هایشان را بسته‌اند و ۲ بامداد منتظر تاکسی فرودگاه هستند تا برسد. پس از رسیدن تاکسی آن‌ها قصد بیرون رفتن از خانه را دارند که با قفل بودن در آپارتمانشان مواجه می‌شوند. آن‌ها به قصد پیدا کردن کلید همه جا را زیر و رو می‌کنند اما خبری نیست؛ تا سامان مجبور می‌شود قفل در را بشکند اما پس از باز شدن در آپارتمان، آن‌ها با قفل بودن در ضد سرقت آهنی مقابل در ورودی، روبه رو می‌شوند. درها همه قفلند و آن‌ها هیچ راهی برای بیرون رفتن ندارند…

هاله (کوتاه) 1399

مرد (حامد) در آپارتمانش مشغول زندگی است تا با ورودی زنی (هاله) جریانش تغییر می کند. هاله مدعی است که آنجا خانه اوست و حامد نیز همین ادعا را دارد. همین موضوع آنها را وادار می کند تا از پلیس کمک بگیرند. اما خط تلفن هر دو آنها قطع بوده و چنین امکانی میسر نیست. بنابراین حامد پیشناد دریافت کمک از همسایه ها را مطرح می کند اما با انزجار و مخالفت هاله از امکان تهمت هایی که ممکن است به او وارد کنند، مانع چنین تصمیمی می شود. بنابراین کشمکش در میان آن دو بر سر مالکیت خانه به تدریج بالامی گیرد.